مالك آب و خاك
با همهء اين ترتيب باز رفع اين مانع از تنكابون بشود هركس را روانه كنند يا خودشان بروند رعاياى دهات آنها گردنكشى نمىكنند زيرا در ملك و مال آنها رعاياى ساكن آن مخالفتى و گفتگوئى و معارضهاى ندارند . آنها را مالك آب و خاك خود مىدانند . اگر گفتگوئى هست بين بعضى ملاكين در سر حدود و تعدى آب و خاك است كه آنقدرها قابل نيست و تصفيهء آن سهل است . هنوز هم رعاياى ايران از تدين اسلامى خود نشنيدهايم دست برداشته باشند كه به حرف فلان دموكرات ، يا فلان روزنامهنويس ملك و مال ارباب و مالك مشروع خود را مباح بدانند ، زيرا آنها بنابر قوانين شرع مقدس ما نمىتوانند در آن زمين نماز بگذارند كه مالك آن راضى نباشد ، يا در آب حمام آن غسل كنند درحالىكه صاحب آن اجازه نداده باشد ، يا بهرهء آب و خاك را كه هزار سال است مىدادند نداده و حلال خود بدانند . يعنى اين كارها با تدين اسلامى مخالفت دارد و خلاف آن كيش و آئين است كه پيروى مىكنند . منبعدها چه شود من نمىدانم .
رعيت مرا غاصب مىداند
اما تا روزى كه رعيت مسلمان و متدين است اين كار نخواهد شد مگر بهطور موقتى و در بعضى دهات و ولايات ، آن هم به القاى شبهه ، آن هم به طرارى و شعبدهبازى بعضى اشخاص . اما در الموت من اين مسئله برعكس است . رعيت با من طرف است و رعيت مرا غاصب مىداند و مىگويد از اصل اين دهات خالصه نبوده كه شما خريدارى كرده باشيد و اين مطلب چنان مركوز ذهن آنها بدون ادله و بدون برهان شده كه مزيدى بر آن متصور نيست . در صورتىكه هرجا رفتند و هرجا گفتند جواب شنيدهاند . اسنادى ، نوشتجاتى هم در مقابل ندارند ، خالصه بوده و قديمترين خالصهء ايران بوده از عهد حسن صباح تاحال . پس از آنكه جواب اين مطلب را نمىتوانند بدهند . مىگويند خالصه بلاعمل بوده .
خالصهء مقاطعه و تخمينى
هرقدر به آنها مىگويند خالصهء دولت در اغلب بلكه همه ممالك ايران بر سبيل مقاطعه و تخمين بود و براى همين علت كه به دولت كم مىداد و خراب بود و مواظبت نمىشد كه اصل آن مقاطعه هم برسد ، فروخته شد تا مردم آباد كنند ، مواظبت كنند ، تخم و گاو بدهند . هم خود بهره ببرند ، هم رعيت ، هم ماليات يا مال الاجارهء دولت برسد . اينجا