چه شود .
وضع طالقان
طالقان امن امان است . چون آنجا ملاكى نيست ، متنفذى نيست ، جز معدودى حاجيها و چند قفقازى كه يك نفر آنها هم سال قبل كشته شد از همهجا آرامتر است . الموت آنچه تنكابون هستند مشغول كاغذپرانى و نقشه آمدن تابستان هستند . آنچه اينجا توقف دارند در پرده كار مىكنند و منتظر اقدامات تنكابون و رودبار هستند . روىهمرفته ساكت نشستهاند اما سكوتى كه قبل از طوفان در دريا معمول است و ملاعين كارآزموده ملتفت آن مىشوند .
وضع مؤلف
اما حال خود من - بىحد و اندازه كسل و پژمرده است . تا قبل از فوت بهمن من پيرى و ناتوانى را احساس نكرده بودم . اما از روزى كه او رفته بهطورى پيرى و ناتوانى مرا احاطه كرده و احساس مىكنم كه مزيدى بر آن متصور نيست . گويا تمام قوه و قدرت سستى و ناتوانى من بسته به حيات و ممات آن طفل بود . از آن روز پيرى بر من مستولى شده و روزبهروز بر قوه و قدرت خود در ضعف و سستى من مىافزايد . از اطاق مگر به لزوم بيرون نمىروم . حتى ميل دارم شلوار پا نكنم ، كلاه سر نگذارم . با كسى گفتگو نمىكنم ، يا فكر مىكنم يا مىنويسم يا مىخوانم . سيگار هم از ميان دو لب من جدا نمىشود . تنهائى و عدم مراوده و تفرج با اين غم و غصه و اين خبرهاى موحش يكبار گرانى بر آن احساسات پيرى شده كه عما قريب نتايج سوء خود را خواهد بخشد و من از چاره و درمان آن عجالتا عاجز و ناتوان شدهام ، مگر يك تغييرى به خواست خداوند روى دهد كه به آن واسطه رفع و دفع گردد و من به حال اوليه يا اقلا نصف آن عودت كنم .
آبانبار
جمعه 25 ربيع الثانى ، 19 دلو - هوا گرفته است ، دانهدانه برف مىآيد . اگرچه مخارج خيلى زيادى براى ساختن آبانبار متحمل شدم ليكن خيلى به درد خورد . با اين يخبندان امسال براى اين جمعيت و پخت و پز و آب آوردن از رودخانه به قلعه بسياربسيار كار مشكلى بود . تقريبا صد و پنجاه تومان خرج امسال آبانبار شد . در صورتىكه اگر مواظبت كامل مىشد پنجاه تومان بيش خرج نداشت و اين سواى سنگ و آهك و گچ و سوخت و آوردن همه آنها به پاى كار است كه بيشتر آن مجانى و يا با قاطر و الاغ و