تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5029

مساهمون:

ص٥٠٢٩

« چهارچهار »

سه‌شنبه 22 شهر ربيع الثانى ، پنجم فوريه 16 دلو - خشكه سرماى شديدى است . در اين « چهارچهار » بر شدت آن افزوده شد . من جز در زمستان دوم اقامت الموت خودم اين‌چنين سرما و يخبندانى تاحال اينجا نديده بودم . شايد انشاء اللّه امراض زمين را دفع كند و به حال سلامت عودت كند ، فراوانى در محصولات بشود . زمين در اين چند سال ناخوش بود . خبرهاى اطراف ما در جريان خود باقى است .

جنگليها

مىگويند ميرزا كوچك خان پنجاه هزار تومان محترما از امير اسعد و همراهانش گرفت و او را در سيارستاق يا رشت اقامت داده تا براى او فكرى بنمايد . در تنكابون هم بيست هزار تومان كسان او به افتضاح از سردار اقتدار گرفتند و مثل يكى از افراد مردم در آنجا اقامت دارد . دست‌اندازى هم به مال ، حتى به عصمت مردم هم دراز نموده‌اند كه به اين واسطه سهم الممالك قهر كرده و خواست برود ، به هزار التماس او را ممانعت كردند . به سر عيال . . . بيك اوانكى نوكر امير رفته بودند عيال گيلك او فرار مىكند . اما آن الموتيه مىگويد بگذاريد بيايند من سى نفر آنها را جواب مىدهم . اين جواب به ايما و اشاره دو معنى مىدهد كه دوست و دشمن هريك تأويلى مىكنند . ليكن مىگويند اين زن شبى يك بطر عرق مىخورد . آنچه روز از اطراف جمع‌آورى مىكنند شب مفقود مىشود و گويا همه را به كجور حمل مىكنند . تمام قاليها ، فرشها ، ظروف مسينه و چينى و آنچه گاو و گوسفند سپهسالار ، امير اسعد ، منتظم الملك ، كسان آنها ، نوكرهاى آنها داشتند گرفته و برده‌اند . خواجه‌وندها كه دشمنى ديرينه دارند نهايت وحشيگرى را مىكنند .

سوراخ‌سوراخ كردن پردهء نقاشى سپهسالار

دو پرده نقاشى سپهسالار تمام‌قد يكى در عمارت شهسوار لب دريا ، ديگرى در عمارت خرم‌آباد بود ، وارد اطاق كه شدند چشمشان بدان افتاد پرده را تيرباران كرده سوراخ‌سوراخ نمودند . مرده‌باد سپهسالار ، مرده‌باد امير اسعد ، مرده‌باد تمام خلعت‌برى ذكر صباح و مساى آنهاست . سردار اقتدار كه اين درجه مىبيند متنبه مىشود اما وقتى كه ثمر و فايده ندارد . يك نكته اينجاست كه تمام دارائى سپهسالار را كه مىبرند قبض به خط و مهر سردار اقتدار به دست مباشرين مىدهند . اما رودبار چندان اهميتى عجالتا ندارد تا بعد