گرانى
بارى امسال دهاتى كه غله اجاره مىداد ثلث ، بعضيها يك ثلث و نيم كه اجاره رفته يا اگر هم تقى اجاره داده سند تخفيف گرفتند . امسال غلهء لوىئيل را گندم 35 تومان ، غله 5 / 32 ، جو 5 / 22 تومان تسعير كردم . من تمام اسناد غلهء خودم را به نرخ انبار سپهسالار به علاوهء كرايه از رودبار به الموت مىگيرم . زيرا دو سال اول براى من اسباب دردسر و زحمت شد . حاليه ديگر نمىتوانند ايرادى يا تعرضى كنند و شهرتهاى لايعنى بدهند .
هرچه سپهسالار كه ارباب كل است و هزار و پانصد خروار غله رودبار دارد نرخ معلوم كند من كه سيصد خروار غله دارم به همان مبلغ دريافت مىكنم . ايرادى ، حرفى هست با اوست نه با من . با وصف آنكه سند داشتم كرايه را هم بگيرم . امسال كرايه را بخشيدم و به واسطهء كسادى سال نصف بيشتر قيمت غله من هم مطالبه نشد و ماند براى سال ديگر كه بلكه انشاء اللّه وسعتى يا گشايشى بشود . بيشتر غلهء امسال هم تخم و تقاوى داده شد .
اگرچه غله گران تسعير شد و گران بود امسال هم گرانتر است . اما تلافى را چيت ذرعى سه قران ، قند يك من هفت تومان و پنج هزار ، قرقرهء نخ دانهاى يك هزار دينار و قس عليهذا همهچيز درآورد كه به جيب و كيسهء ارباب چيزى باقى نماند مگر آن ارباب ملكى كه هيچ خرج نداشت يا جزو كسبه ، تجار و ملاكينى بود كه در زمره و رديف آنها واقع مىباشند . پولها را منات و ليرهء ارزان گرفته از آن هم يك منافع ديگرى ببرند . خرج من سال گذشته و امسال خيلى زياد شده است .
خرج سال گذشته - عقل معاش نيست
سال گذشته بيست خروار آرد گندم خرج من شد . نه خروار برنج رسمى مولائى و يك ماه هم هست برنج هيچ نداريم . ششصد تومان سياههء كربلائى غلامعلى از بابت قند و چاى ، فلفل و زردچوبه ، زعفران و غيره شد . مختصر هرچه گير من مىآيد خرج مىشود . اصلا عقل معاش صحيح درستى هم ندارم . دو عروسى ، دو عقدكنان هم كه امسال مزيد و علاوهء مخارجات سنواتى شده است . ماهى هفتاد تومان مواجب نوكر و كلفت من است . در اينجا پانزده تومان در طهران ، شانزده تومان در قزوين ، ده تومان شيخ ، شش تومان ملا يوسف . اين شهريه است خانوارى ، انعام ، احسان ، خلعت ، شام ، ناهار و غيره و غيره عليحده و جداگانه است كه ميزان معين ندارد . اين همه خرج ، اين همه اجزا ، خدم و حشم ، داد و بيداد ، قال ، مرافعه براى جمعآورى سيصد خروار محصول و چهار هزار تومان اجاره و ماليات است كه اگر امنيت باشد ، كه اگر انقلاب