تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4885

مساهمون:

ص٤٨٨٥
است . اما سياهه [ اى ] كه مجددا آقا نجفى در جوف پاكت خود گذاشته بود منافات كلى با آن داشت كه در قلعه داده بودند . مهر - 1500 تومان / نقد - 1000 تومان انگشتر الماس - حلقه / شال - 2 طاقه النگو - زوج / آينه - جام زيرلفظى ، لاانگشتى - معمولى / شيرينى حنا و غيره رخت ندوخته سر عقد - دست براى مخارج عروسى و رخت مهر نسيه به عهدهء زوج است . اگر لوازمات عيد برسد همان وقت ، و الا پس از عيد عقد خواهد شد . من عقيل را خواسته كاغذجات طهران را نوشتم . سياهه هم براى رخت عقد [ و ] بعضى لوازمات خود نزهت نوشته براى قمر الدوله روانه كردم . انشاء اللّه فردا صبح عقيل از راه طالقان به تجريش خواهد رفت . ليكن ما سفارش اكيد كرديم شب 18 عقيل بيايد . پول هم ممكن نشد پياده ببرد نوشتم بگيرند بعد روانه كنم . دور نيست عين الملوك را هم عيد غدير عقد كنند و هردو خواهر يك روز عقد شوند . من اين پيش‌بينى را هم كردم . به قمر الدوله نوشتم براى كارهاى عين الملوك آدم زياد است ، شما فقط مشغول تهيهء لوازمات الموت بشويد .

بنائى

پنجشنبه نهم ذيحجة الحرام ، چهارم درجهء ميزان - هوا بعضى روزها منقلب است . باد مىآيد ابر و مه مىشود . از كاروانسرا قناعت كرديم به ساختن همان دكاكين ، تتمه باشد سال ديگر . اما آب انبار غير ممكن است ساخته نشود . اين استاد مظفر هم تنبلى مىكند ، مصالح و عمله هم موجود نيست . عجالتا پى را بالا آورده سى تومان تا حال پول گرفته . بيست و دو تومان هم ترياك ، توتون ، قند ، چاى از ميرزا حسين گرفته . نصف زغال‌دان ما هم تمام شده است . يك بلائى ، يك وبائى كه چاره و معالجه و دوا هم ندارد ! حضرت اقدس و الا از آب گرم مراجعت فرموده‌اند دستشان درد گرفته مشغول مداوا هستند . گويا از اثر آب گرم باشد كه برعكس نتيجه بخشيده .

اخبار جنگ

چندين نمره « لندن نيوز » از شهر رسيد . اشكال زياد دارد . واقعا از بعضى اشكال جنگ كه ديده مىشود انسان به خود مىلرزد كه هنگامه‌ايست كه تمامى ندارد . قشون
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4885 | قهرمان ميرزا عين السلطنه