تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4841

مساهمون:

ص٤٨٤١
عرض كردم حالا شكر نمىكنيد خدا را كه به اين آزادى ، امنيت با يك جلودار همه شمرانات را هر عصر گردش مىكنيد . فرمودند شب و روز شكر مىكنم . من كارى نكردم ، از سفارت هم بيرون آمدم الى يومنا هذا داخل هيچ كارى نشدم . هيچ تمناى شغلى نكردم . هيچ به نيك و بد دولت و ملت دخالت نكردم . عرض كردم مىدانم و همين آزادى و امنيت و راحتى كه داريد نتيجهء آن است . گفتم باز شكر كنيد ، الحمد للّه راحت هستيد ، گذران خود را داريد . پسر و دخترهايتان خوب هستند . عصمت و عفت و خداشناسى در خانوادهء شما موجود است . در تمام طهران خانوادهء شما مشهور به خوبى و پاكدامنى است . پسرها هم قانع و پرهيزگار ، صرفه‌جو ، مطيع ، منقاد ، بدون هيچ تقلب و شيطانى . شما را هم مردم مليونر مىدانند . اين هم بد نيست شخص را دارا و صاحب مكنت بدانند تا گدا و فقير . حضرت و الا خندهء مفصلى كردند و فرمودند راست مىگوئى . غروب باغ آمديم . هفده ساعت روزه خيلى است . افطار جز آب يخ چيز ديگر آدم ميل نمىكند . ملكه ناخوش شد . عفت ملك دختر افخم الدوله ناخوش شد . هردو روزه را خوردند . روزه‌خور زياد است . يك ثلث مردم طهران زيادتر روزه مىخورند . اصلا قبح روزه‌خورى هم از ميانه رفته .

وضع روزه - آب يخ سبيل

ادارات چهار ساعت غروب مانده باز مىشود . فقط يك شعبه از وزارت خارجه در دزآشوب آمده مابقى شهرند . هرمز همه روزه با دوچرخه شهر مىرود بعد از افطار مراجعت مىكند . ده يك اجزا اگر روزه باشند ، تتمه بدون هيچ ملاحظه روزه را مىخورند . هرمز مىگفت دو سه روز اول ماه همان‌طور آبدارخانه‌ها راه بود ، آب يخ سبيل . بعد از طرف معاونها قدغن شد و گفتند اقلا به اين وضوح خلاف شرع نشود . آبدارخانه‌ها بسته شد . گيلاسهاى آب يخ را توى گنجه‌ها و پشت پرده‌ها مخفى كردند . آژان هركس علنى در معبر روزه بخورد دستگير و پنج تومان و دو قران جريمهء نقدى مىكند ، در حالىكه خود آژانها روزه نمىباشند . كسى هم آزار ندارد توى كوچه غذا يا آب بخورد .

مقتدر نظام

پنجشنبه هشتم رمضان - مقتدر نظام از روزى كه كابينه تغيير كرده دائم خانهء وزير داخله مىرود بلكه كار سابق خودش را بگيرد . چون اغلب وزير را ملاقات نمىكند يا