تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4838

مساهمون:

ص٤٨٣٨
دولت است . البته اين ايراد را وقتى جواب مىتوان داد كه تصريح كنند كدام عائدى دولت تفريط شده است . يكى هم ربط و علاقهء حادثهء شميران و قتل يا جراحت چند نفر است با من . در اين موضوع خود نويسندهء « ستارهء ايران » با همهء بىغرضى كه دارد خوب است تحقيق كند اگر چنين ربطى را تصديق كرد من هم تصديق خواهم كرد و وقتى كه آب پس قلعه به دربند و امامزاده قاسم و تجريش نمىرسد طمع بردن آب سليمانيه و دولاب خالى از غرابت نيست . اين بود جواب آنچه از تنقيدات نويسندهء « ستارهء ايران » و محركين او به صراحت در اوراق اين روزنامه خوانده شد . اما « ستارهء ايران » به اين اعتراضات و تنقيدات قناعت نكرده بلكه صفحات هشت شمارهء روزنامهء خود را از فحش و ناسزا نسبت به من پر كرده است . « ستارهء ايران » در هر سطر و هر كلمه نسبت خيانت و وطن‌فروشى به من و اعضاء كابينهء من داده است . « ستارهء ايران » از عمليات كابينهء اسبق و امضاى كنترل و تصديق قشون جنوب و شمال و امتيازات و غيره كه در آن زمان داده شد هيچ نگفته و كابينه‌اى كه كنترل قشون جنوب و شمال را رد كرده و تصديق نكرده صريحا بدتر از كابينهء سابق خوانده است . « ستارهء ايران » خدماتى را كه من در مدت ده ماه زمامدارى خود به ملت و مملكت كرده‌ام به هيچ شمرده است « ستارهء ايران » از رد كنترل و قشون شمال و جنوب و مذاكرات و اقدامات براى شركت دولت ايران در كنفرانس صلح ، از اقدامات براى خواستن مستشاران ماليه از فرانسه يا آمريك ، از خواستن مستخدمين جديد از سوئد براى تشكيلات نظميهء ولايات بلكه براى تكميل تشكيلات ژاندارمرى هيچ ذكر نمىكند . « ستارهء ايران » از جلوگيرى از قحط و غلاى طهران و تعهد آذوقهء شهر در مدت ده ماه در صورتىكه جنس در اطراف طهران نبود و همه‌جا قشون‌هاى خارجى مانع حمل جنس بودند ساكت است . « ستارهء ايران » از اقداماتى كه براى رفع سن در طهران و رفع ملخ در بعضى ولايات به عمل آمد دم نمىزند . « ستارهء ايران » اقداماتى كه براى اصلاحات اساسى مملكت از قبيل سجل احوال و غيره در دست بود مسكوت عنه مىگذارد و در پاداش همهء اينها فحش مىدهد و بس ، چرا ؟ براى اينكه نه از طرف دولت نه از طرف ملت مؤاخذه و بازپرس در ميان نيست ، چرا ؟ براى اينكه مىداند در مملكت ما بين خادم و خائن فرقى گذاشته نمىشود و بالاخره چرا ؟ براى اين‌كه پس از آنكه مقدارى از اسهام « ستارهء ايران » را بر من تحميل مىكند باز هل من مزيد مىزند مىگويد و امتناع من از تأديهء وجه دويم موجب اين كينه‌ورزى و انتقام‌جوئى مىشود . عين كاغذى كه مدير اين روزنامه به خط و امضاى خود به من نوشته در ضبط دارم و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4838 | قهرمان ميرزا عين السلطنه