به عباراته در آخر اين لايحه درج مىنمايم .
اما من از نقطهء نظر شخصى از اين قبيل واردات آنقدر كه نويسندهء « ستارهء ايران » يا استفادهكنندگان از او تصور مىكنند متأثر نمىشوم . اگر تأثر و تألمى دارم از آنجاست كه ملت ، آن ملتى كه ادعاى رشد و تميز مىكند ، آن ملتى كه هنوز خود را زنده مىداند ، آن ملتى كه بعد از ده سال تجربهء مشروطيت بايد مقدمات اخلاقى مدنى و سياسى را آموخته باشد ، آن ملتى كه امروز كه موانع رفع شده است بايد اشخاصى را براى خدمت تشويق و ترغيب نمايد و در مقابل تمام اين حقكشيها ساكت است . اين ملت كه در مملكت داراى حاكميت مطلقه است اگر واقعا اين حرفها را صحيح مىداند چرا بر آنها ترتيب اثر نمىكند و واقعا چرا جزاى خيانت را نمىدهد و اگر تصديق ندارد چرا اين قسم هتاكى را اجازه مىدهد . آيا ملت تصور نمىكند كه اگر اشخاص به غرض يك يا چند نفر همه از خدمت مأيوس شوند ديگر كسى نيست كه به مملكت خدمت كند . آيا ملت نمىداند كه اين سكوت در مقابل اين وقايع از هر قشون اجنبى و از هر صاعقهء آسمانى بيشتر بنيان مملكت را متزلزل مىكند . آيا اثر مستقيم اين امور جز اينكه خائنين را تشويق و خادمين را مأيوس كند چيست ؟ بارى افسوس و هزار افسوس . . .
ارشاد - سواد مكتوب مديريت جريدهء « ستارهء ايران » نيز به ما رسيده كه به مناسبت ضيق صفحات از درج آن كفّ قلم مىنمائيم .
وثوق الدوله آدم كاره
دو مسئله بر من يقين شده بود : يكى آنكه وثوق الدوله بد آدمى است و مرنارد دزد بود و ماليهء ايران را بدتر از سابق كرد ، حالا كه طهران آمدهام به تواتر مىشنوم كه وثوق الدوله آدم كارهء خوبى است و مرنارد هم ماليهء ايران را ماليه كرد و خيلى خوبتر از آن مىشد كه بود ، نگذاشتند و فقط براى آنكه جلوى دخل و رشوه را گرفته بود و نمىگذاشت مال دولت را به عناوين مختلفه اجزا و غير اجزا بخورند اين باعث كينه و عداوت جماعتى شده . آن بود كه آنقدر بد گفتند و بد نوشتند تا براى همهكس شبهه حاصل شد و تحقيق و رسيدگى نكرده عزلش نمودند .
موريتاريوم
آقاى عماد السلطنه مىگفت يك شاهى مال دولت تلف نمىشد و آدمهاى زياد براى جاسوسى داشت . هركس دينارى مال ديوان را مىخورد بدون هيچ ملاحظه و واسطه عزل بود .