خالصهجات دولت مال دولت محفوظ بود و هركس من غير حق برده بود يا دخالت بى جا كرده بود استرداد كرد . متصل در محكمهء من گفتگوى مال دولت بود كه غاصبين را مىآوردند و محاكمه مىكردند او را بدون تقصير و رسيدگى تغيير دادند و اين هرج و مرج در ماليهء دولت و اداره حاصل شد كه اگر « مورى تاريوم » دولتين نباشد تمام ادارات تعطيل مىشود .
آقاى عماد السلطنه مىگفت بعضى از مستأجرين خالصهجات طهران در لوىئيل علاوه [ بر ] مال الاجاره حكم تخفيف صادر نمودهاند . هركس ملك اجاره مىكند از همان روز دنبال صدور حكم تخفيف است تا صادر كند .
كميتهء مجازات
امروز اسبابهاى سپهسالار را از باغ فردوس به قزوين بردند ، خيليها واهمه كردهاند .
كميتهء مجازات ورقهء ژلاتينى بعضى خانهها انداخته در وسط آندو دايره كشيده يكى را نقطههاى كوچك ، ديگرى را بزرگ گذاشته . آنوقت در دايرهء بزرگ يكى سياه شده در كوچكى دو تا كه اشاره به آقا ميرزا محسن و ميرزا اسمعيل خان و متين السلطنه باشد . پس از اين قرار اين رشته سر درازهائى دارد .
پسرهاى لقمان الممالك
دست حضرت و الا باز ماده كرده بود حكيم الدوله طبيب شاه و پسر لقمان الممالك بايد بشكافد . حضرت و الا سالى يكصد تومان به حكيم الدوله مىدهند كه هفتهاى يك روز آنجا بيايد . پسرهاى لقمان الممالك شاه را احاطه كردهاند . اين حكايت ميكرب و واهمه و پرهيز شاه از هرچيز ، نتيجهء مجالست آنهاست .
مذاكراه با عز الدوله
عصر با حضرت و الا سوار شديم . پشت سفارت انگليس حضرت و الا فرمودند سال گذشته دو ماه چهارصد قاطر در اينجا نگاه داشته بودند و روزى يك تومان به هر قاطرى سفارت مىداد كه اگر عثمانيها بهسمت طهران بيايند اينها از راه مازندران فرار كنند . من بودم و يك جلودار . به حضرت و الا گفتم حضرت و الا شما هم در اوايل مشروطه مبغوض ملت بوديد . فرمودند تو هم اين حرف را مىزنى . من چه وقت داخل خير و شرّى بودم ، يا كى محل مصلحت و مشورت شاه بودم . من فقط از ترس كينه و دسيسهء سپهسالار آن هم براى خاطر الموت سفارت رفتم ، بعد هم كه برگشت كرد استعفا دادم .