علاء السلطنه رئيس الوزرا وزير خارجه ، مستوفى الممالك وزير بدون وزارتخانه ( سان پورتى فاى ) « 1 » ، مستشار الدوله وزير داخله ، ممتاز الدوله وزير عدليه ، مشير الدوله وزير جنگ ، مؤتمن الملك وزير علوم ، محتشم السلطنه وزير ماليه ، حكيم الملك وزير فوايد ، نصر الملك وزير پست و تلگراف .
كشتن آقا ميرزا محسن اراكى
در همين صحبت بوديم افخم الدوله وارد شد و گفت خبر تازه . آقا ميرزا محسن را درب خانهاش توى بازار حلبىسازها كشتند ، همه مبهوت شديم . معلوم شد روز جلوس وزرا نمايش دادهاند . آقا گفت ميرزا محسن قاطرسوار مىآمد . دم خانهاش ميان بازار مملو از جمعيت پياده مىشود دو نفر به او حمله مىكنند و پنج تير پىدرپى خالى مىكنند كه به قاطر آقا خورده يكى به آدمش سه تا به خود آقا و همان دقيقه وفات مىكند . قاتلها فرار مىكنند از پشت مسجد جامع . نه اين جمعيت بازار ، نه پليس احدى جرأت تعاقب نمىكند . در صورتىكه بحبوحهء شهر و كميساريا هم نزديك بوده است .
افسوس قاطر آقا
عصر به منزل رفتيم شيخ ابراهيم آمد ، خانه آقا ميرزا محسن رفته بود . مىگفت نعش را در همان خانهاش امانت گذاشتند . ختم در مسجد شاه گذاشتند . مردم بيشتر افسوس قاطر آقا را مىخورند نه افسوس خودش را . قاتل در وقت حمله گفته هرقدر به شما گفتيم حركات خود را ترك كن گوش نداديد ناچار به دفع شما شديم . اضطراب شديدى در مردم افتاده . مشهور است كه سى نفر را بايد بكشند . عصر با افخم الدوله شمران رفتيم .
حضرت و الا نشنيده بودند . در فوت برادرش آن هنگامه در طهران و ولايات برپا شد ، در فوت خودش افسوس قاطر را مىخورند اما مخفى نماناد آنوقت هم اين آدم برادر را به آن مرتبه رسانيده بود . خود صدر العلما چندان شعورى نداشت كاره نبود . هرچه بود آقا ميرزا محسن بود به اسم صدر العلما .
حسين علاء مترجم
شنبه 18 شعبان - افخم الدوله صاحبقرانيه رفته بود . مىگفت وستداهل رئيس نظميه را آورده بودند معين الوزاره پسر علاء السلطنه مترجم واقع شده بود . يك داد وستداهل
هامش
( 1 ) -Sans portefeuille .در فارسى مراد وزير مشاورست