خانهء نصير الدوله
جمعه دهم شعبان ، يازدهم جوزا - امروز خانهء نصير الدوله ناهار بوديم . خودش شمران است . در جاى گلخانهء اندرون چند اطاق قشنگ ساختهاند . تعميرات ديگر هم شده و بيرونى نصير الدوله از شمشاد مملو بود و به قدرى قشنگ قيچى كرده بودند كه ديدنى شده بود . نسترنهاى پيچ و چائى پيچ خوبى داشت .
جنگليها
وزرا هنوز معلوم نشدهاند . اوضاع روسيه خيلى شلوغ است . مليكف نطق كرده صلح نمىشود . در رشت جماعت شهرى با سالدات و قزاق ازدحام كرده سرود خوانده نطقها نمودهاند و بعد به سر مزار معدومين چند سال قبل مىروند دستهء گل مىگذارند . روسها نطق مىكنند نزد جنگليها آدم روانه مىكنند . چين پس از قطع روابط با آلمان اعلان جنگ نموده . آنچه كشتى آلمان در بنادرش بوده ضبط مىكند . دويست و پنجاه هزار قشون نظامى طرز جديد دارد . هر وقت روس صلح كند به اتفاق ژاپن حمله خواهد آورد .
معتمد السلطنه مردهء متحرك
عصر براى رفتن يوسفيه و ديدن آقا حركت كرديم . دم خانهء معتمد السلطنه قوام حضور « 1 » ملاقات شد . گفت شنيدم مايل هستيد معتمد السلطنه را ملاقات كنيد ، الساعه بيرون است بفرمائيد . رفتيم مثل مردهء متحرك روى صندلى كنار حوض نشسته بود . لكن مرا شناخت خيلى محبت نمود . چاى خورده خداحافظى كرديم . درشكه نشسته يوسفيه رفتيم .
كورس درشكه
كاه و جوگران شده . نظميه ميل ندارد « تاكس » را بههم بزند . درشكهچيها به « كورس » دو قران راضى نمىشوند ، اين است كه متصل نزاع مسافر و درشكهچى در كار است .
پليس هم يا نيست يا باشد بنابر سفارش نظميه چندان دخالت نمىكند . اصلا درشكه هم خيلى كم شده .
هامش
( 1 ) - عبد اللّه خان قوام حضور برادر ناتنى وثوق الدوله و قوام السلطنه كه بعدا لقب معتمد السلطنه گرفت ( مسعود سالور ) .