تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4812

مساهمون:

ص٤٨١٢

ظل السلطان و پابوسى امپراطور

افخم الدوله صحبت از ظل السلطان مىكرد كه هنگام ورود نزد امپراطور و مرخصى پاى امپراطور را بوسيده بود . در طهران به امپراطور هميشه خطاب پدر مهربان مىكرد . قسمها مىخورد كه براى ايرانيها از پدر مهربان‌تر است . خانهء نايب السلطنه اميركبير مهمان شده بود همه خانمها را دعوت كرده بودند . در مجلس دربار مىگفت خانهء آقا مهمان بودم . مبهوت از آن همه خانمهاى قشنگ قشنگ شدم . در فرنگستان هم من آنقدر خانمهاى خوشگل خوش لباس نديدم . افسوس افسوس همه به من محرم بودند . در قيطريه كه نايب السلطنه ديدن رفته بود شب بغل « 1 » نايب السلطنه خوابيده بود . در مجلس مشاوره كه سال قبل تشكيل شد كه رأى بدهند شاه بماند يا برحسب ميل روسها برود پس از آن‌كه رأى ندادند رو به نايب السلطنه كرد « آقا كار تمام شد ، با شما بايد وداع ابدى بگويم » . در توقف طهرانش خيلى حركات زشت بد نموده بود . پول در طهران مثل ريگ خرج مىشود . تا امروز مبلغى من خريد نموده‌ام . بچه‌ها شمران رفته‌اند .

وضع آتش بازى

سه‌شنبه 14 شعبان - قمر الدوله فارغ شد به يك دختر . قبلا سپرده بود اگر باز دختر زائيدم احدى به ملاقات من نيايد . چند نفر هم امروز رفتند ، سرش را زير لحاف كرد اصلا بانمك است . خبير همايون شبى از ما دعوت كرد . با آن تقدس شاهزاده خانم عرق‌خورى اين بچه‌ها تماشا دارد . خبير آخر هم مست كرد . عصر لاله‌زار رفتيم . مقتدر نظام با افخم الدوله ، علاء الوزاره بودند . در لاقونطه « 2 » كه ضعيفهء اسلامبولى باز كرده بستنى صرف شد ، از آنجا ميدان توپخانه به تماشاى آتش‌بازى ، پس از آن بازار كه چراغانى عالى كرده بودند علىرغم بابيها ، بازار جمعيت زياد بود ، هوا گرم ، زنها از نجيب و نانجيب ، با بچه و بىبچه ، پير جوان ولو بودند . بعضى از مردمها فحش مىدادند چرا آمديد . بعضيها ناز مىكردند خوب كرديد آمديد . در بازار فرياد مىكردند بر امام سيزدهم لعنت باد . چشم آنها كه بگويند امام زمان خروج كرد كور . خيلى خيلى ناسزا مىگفتند و بابيها جرأت نداشتند حرف بزنند . به عقيدهء من خوب نبود . پنجشنبه 16 شعبان - خانهء مقتدر نظام دعوت داشتيم . امروز كابينه جلوس كرد .
هامش
( 1 ) - مقصود آن است در يك محل كنار نايب السلطنه خوابيده بود . ( 2 ) - ( - لقانطه ) رستورانى بوده است در خيابان لاله‌زار . بعدها به ميدان بهارستان منتقل شد . ( مسعود سالور )