تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4809

مساهمون:

ص٤٨٠٩
حاجب الدوله ، سردار معظم و اعتماد السلطنه سرايدار باشى . مرا ديد خيلى تعارف كرد نگذاشت بروم باز چاى داد خورديم . وزير دربار هيچ پير نشده ، به همان تركيب سابق است . اما حاجب الدوله خيلى پير شده بود . باز خواستيم برخيزيم تعارف ناهار كرد كه دير شده است . ناهار هم حاضر است . چيزى نگذشت ناهار حاضر شد . ما را جلو انداخت و مقدم بر خودش نشانيد . ناهار وزير دربار مختصر بود . دو قاب و يك سينى پلو بود و ملزومات آن دوغ را هم در بطرى ريخته سر ناهار گذاشته بودند . ناهار خورديم . خود وزير اظهار كسالت مىكرد و « حريره » خواسته بود . درست نكرده بودند نان و پنير خورد . بعضيها با دست و برخى كه از آن جمله ما بوديم با كارد و چنگال غذا خورديم . اما وزير دربار كه قديمى است حتى لباسش تغيير نكرده گفت كارد و چنگال چه مزه دارد ، با دست - كه پنجه‌هاى خودش را به حال تكّه برداشتن نگاه داشته بود - بهتر است . بعد از ناهار قهوه و سيگاردى صرف كرده وداع نموده به چادر نسقچىباشى آمديم كه به حال انتظار بود . اول از من پرسيد شاه چه گفت . گفتم فرمودند چند آنجا را اجاره كرده‌اى . گفت درست حرف خودش است . ديگرچه گفت . گفتم جويا شد چند ده مال حضرت والاست . گفت آفرين بر حدس خودم . بنشينيد براى شما حكايت كنم . قهوه بياوريد !

شاه ما و مداخلهاى او ، پول‌پرستى او

خوب اين شاه ما تعريف دارد . حالا من عقيده پيدا كرده‌ام يقينم شده هيچ نخواهيم شد ، هيچ نخواهيم شد . هزار رحمت به مظفر الدين شاه . اين شاه تمام همش مصروف پول جمع كردن ، ملك خريدن است . متصل ملك اجاره مىدهد . فرداى آن فسخ مىكند به ديگرى مىدهد . آنقدر اجاره مىدهد فسخ مىكند تا براى آخرين مستأجر حبه‌اى گندم ، شاهى پول سود نكند . اى واى شاه ديده‌ايد تومانى يك عباسى پول تنزيل بدهد ، نه محرمانه بلكه علنى به مهر علما . شاه ديده‌ايد يك كارش اين باشد متصل پنج هزارى سنگين و سبك بكند . سبكها را بدهد باز سنگين بگيرد . شب عيد پنج هزارى و پول زرد فى الجمله ترقى كرد ، همه را فروخت پس از عيد خريد . من ديگر همراه او سوار نمىشوم زيرا در سوارى اگر ده نفر از ماها باشيم با يك نفر ما صحبت نمىكند . آن‌وقت فلان جلودار را صدا زده تا آخر سوارى با او صحبت مىكند . ما ايستاده باشيم اگر كارى هم داشته باشد آنقدر نمىگويد تا حسن نايب يا يكى از امثال او برسد آن‌وقت فرمايش خودش را به او مىكند .