ايرج ميرزا « 1 » ما شاء اللّه بزرگ شده مدرسهء امريكائى مىرود .
وثوق الدوله
خبر تازه استعفاى كابينه بود و رياست وزراى علاء السلطنهء نود ساله . از وثوق الدوله بيشتر مردم تعريف مىكنند و مىگويند آدم كارهاى است ، چيز فهم ، پلتيكدان . از رد كنترل بىنهايت از او ممنون هستند . اما باز خيلى اشخاص هستند خيانت و تقصير براى او ذكر مىكنند . مثلا در مسئلهء اجازهء تحديد ترياك مىگويند مبلغها پول گرفته ، در مسئلهء امتيازات به خوش داريا « 2 » تبعهء روس مىگويند پول گرفته و خوب كارى كرده .
افخم الدوله مىگويد در طهران از وثوق الدوله كاركنتر و چيز فهمتر نداريم .
به اتفاق افخم الدوله تجريش رفتيم . خيابان آبپاشى شده بود ، مصفا [ بود ] و بهتر از تمام خيابانهاى شهر . بنائى حاجى آقا تمام نشده آپارتمان خوبى شده . سمت شمالى اين عمارت به حياطهاى مجد الاشرافى است ، جنوب باغ جلوى اسطلخ . شب توقف كرديم هوا بسيار خوب بود ، بلبل تا صبح مىخواند .
امروز چهارشنبه با افخم الدوله كالسكه نشسته به عزم زيارت اعليحضرت صاحب قرانيه رفتيم . آبادى در شمرانات زيادتر شده روز به روز هم در تزايد است . اراضى خيلى قيمت پيدا كرده . سپهسالار باغ فردوس است . تمام اراضى باير مملو از سنگ بين سفارت روس و باغ خودش را آباد و مشجر كرده . در جلوى سفارت انگليس هم تمام آن سنگزار را باغ كرده ، هيچ كس به قدر اين آدم آبادى در اينجا نكرده است .
نسقچى باشى خوشنويس
باوجودى كه دير رفتيم باز شاه بيرون نيامده بود . وزير دربار و شهاب الدوله رئيس تشريفات نبودند . چادر نسقچى باشى خودمان سالار محتشم سركشيكچى باشى حاليه رفتيم . از ملاقات همديگر شاد شديم . بعد از آنكه چند مرتبه همديگر را بوسيديم فورا خطوط خودش را به من نشان داد كه الحق بسيار تعريف داشت . روزى كه من به الموت مىآمدم به خط نوشتن عشق پيدا كرده بود و امروز به انتهى رسانيده است . نسقچى باشى ما به هر كار مايل شود او را به حدى دنبال مىكند كه سرآمد آن فن شود . اول عمر به
هامش
( 1 ) - از ملك ايرج ركنى ، ايرج ميرزا در يكى از قطعات اشعارش نام بردهحضرت اقدس و الا ايرج * با همه راست بود با ما كج( مسعود سالور )
( 2 ) - امتياز نفت شمال كه معمولا خوشتاريا نوشته مىشود .