گمان و عقيدهء من است شهر همان شهر است ، به همان كثافت . منتهى خيابانها آبپاشى مىشد كه آن هم امسال به واسطهء فقدان آب نمىشود . سابقا چراغ داشت كه حاليه چراغ هم ندارد . روشنائى به واسطهء چراغهاى دكاكين است . در خيابانها همانطور كسبه فرش ، گليم ، اسباب خورده فروشى پهن مىكنند . ديزىفروشى ، كلهپزى ، سيرابى ، بلالى به همان كثافت و ترتيب سابق است . نعرههاى « بلال ، هاى بلال - خوراك شاهانى بلال » از ته گلو كشيده مىشود . « بالاخانه داره خشخاش - گرز رستم خشخاش » همانطور گفته مىشود . ذرهاى فرق نكرده .
قهوهخانههاى عمومى همان نيمكت سابق است كه روى آن يك وجب چربى و چركى و كثافت بسته شده . داد و بيداد چاى بيار پاى درخت بيد يا نيمكت سيم همان شكل بلند است . استاد قهوهچى همانطور لنگ چرك بسته ظرف شستوشوى فنجان و آب مضاف آن كما فى السابق است .
اوضاع ديگر
بچهها به همان حال سابق توى خيابان و كوچه هتاكى و فحشهاى خيلى خيلى بد به همديگر مىدهند . مشديها همان اطوار سابق را دارند . گوشهء خيابان و كنار كوچه مردم همانطور كثافت كرده و باز هم در حضور عابرين نشسته شاش مىكنند . خاكروبه در ميان كوچه و خيابان به همان حال سابق است ، منتهى در بعضى خيابانها صندوق تختهاى گذاشتهاند كه از شدت فشار خاكروبه هزار تكه [ شده است ] و بسيار بدتر از آن بود كه نگذاشته بودند .
پليس - دلاكى - قصابى
پليس هيچ آنقدرها كه مىخواندم مواظب نيست . من خودم ديدم اينها كه بههم فحش مىدادند ابدا چيزى نمىگفت و من خودم ديدم دعوا كردند ممانعت نكرد . بهجاى آنكه جلب كند رويش را برگرداند يعنى نمىبينم . اما من به او گفتم كه عمدا اينطور كردى . اين آژانها را هم مردم طهران مثل سابق دستآموز كردهاند و چندان اعتنائى ندارند . فقط دكاكين كه خيلى ظريف و نظيف شده است سواى مغازههاى خارجه و داخله دكاكين دلاكى است كه بسيار بسيار مزين و ممتاز شده است . از آن گذشته دكاكين قصابى است تمام شيشه دارد و ديوارهايش كاشى است . به گوشت پارچهء سفيد كشيده شده . خود استاد قصاب هم تميز است . صنعت نجارى ، بنائى ، كاشىپزى ، پارچهبافى خيلى ترقى كرده است .