تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4804

مساهمون:

ص٤٨٠٤

زينت خيابان لاله‌زار

سواى مشديها و مردمان پست لباسهاى سايرين هم خوب شده ، نسبتا مؤدب‌تر هم شده‌اند . جوانهاى فكلى خيلى دقت در لباس و توالت و غيره دارند ، اما از همه قشنگ‌تر و شيك‌تر كه حسن فروشى به خانمها تقريبا منحصر آنهاست صاحب‌منصبان جوان ژاندارم است با قزاق و نظميه كه با آن لباسهاى نظامى اسباب زينت خيابان لاله‌زار شده‌اند .

گدا در شهر

چيز ديگرى را كه من تصور مىكردم داير و برقرار شده كه از همه‌چيز به نظرم بهتر مىآمد دار العجزه بود و بدبختانه همان بود كه من در روزنامه خوانده بودم ، مصداق خارجى نداشت . همه‌جور فقير در كوچه و بازار و خيابانها مشغول تكدى است . مرد كه با فاميل خود از زن و پسر و دختر ده ساله تا شيرخواره در خيابانها و بازار نشسته و تكدى مىكند . از هركس هم جويا شدم دار العجزه چه شد جواب گفت خدا پدرت را بيامرزد ، دار العجزه كجا بود ! كيست كه دربند اين فقرا باشد . وقتى كه من مىگفتم در روزنامه افتتاح آن را خواندم پوفى كرده مىگفت شما آنچه در روزنامه مىنويسند باور مىكنيد ؟ يكشنبه پنجم ماه شعبان ، ششم درجهء جوزا - حضرت اقدس و الا امروز شمران تشريف بردند . ناهار را خانهء حاج افخم الدوله ميل فرمودند . دو اطاق قشنگ تازه هم ساخته [ اند . ] عصر حضرت و الا تشريف بردند . من و افخم عجالتا هستيم . خانمها هم مشغول بازديدها شدند . بهمن با همه‌كس انس گرفته خصوصا با عزت ملك دختر حاج افخم الدوله . شب و روز نزد او باشد دلتنگى نمىكند . اصلا بهمن بچه مأنوسى است . هر خانه برود مثل اين است سالها باهم بوده‌اند . شب هر جا بماند خواه من و خواهرهايش باشيم خواه نباشيم بدون تفاوت است . من اين حالت را در هيچ بچه‌اى نديده بودم . همه‌جا مثل قلعهء الموت و خانهء خودش است .

قاتلين - دواتگر - رشيد السلطان

قاتل متين السلطنه پيدا نشد و ممكن نيست از اين به بعد پيدا شود ، اما مىگويند قاتلهاى ميرزا اسمعيل خان پيدا شده و حبس است ، آن هم به اين ترتيب . عبد الكريم نام دواتگر معروف كه مىخواست شيخ فضل اللّه را هم بكشد و شيخ زخمى شد . عبد الكريم دستگير [ و ] پس از فتح طهران مرخص شد و باز در همين صراطها طى مىكرد .