دواتگرى و كاسبى را كنار گذاشته بود . خدا عالم است در توطئه چندين قتل بوده است ، از طرف كدام كميته يا كدام كس به اين آدم هزار تومان داده شده بود ميرزا اسمعيل خان را بكشد . او رشيد السلطان نامى تبريزى و دو نفر رفقاى او را وعدهء هزار تومان داده بود و ميرزا اسمعيل خان را كشتند . بعد مطالبهء هزار تومان را مىكنند . چهارصد تومان مىدهد و قبض مىگيرد . پس از چند روز ديگر حضرات مطالبهء تتمه پول را مىكنند نمىدهد و انكار مىكند . همان ساعت او را با موزر به قتل مىرسانند و فرار مىكنند . حسب المعمول پليس نمىتواند آنها را دستگير يا پيدا كند . نعش كريم را كه نظيمه براى معاينه مىبرند كه همين يك مطلب را نظيمه خوب مواظب است . از جيب كريم قبض سابق الذكر بيرون مىآيد .
به آن نشانى و به آن مهر مىروند رشيد السلطان و آندو نفر را كه اسمشان را نمىدانم دستگير مىكنند . آنها هم در استنطاق مسئلهء قتل را لوث مىكنند . هركدام مدعى قتل مىشوند و ساير مطالب را هم ابدا نمىگويند . حاليه در توقيف هستند و نظميه ميل ندارد مسئله آشكار [ شود ] و حضرات به قتل برسند . مىگويند وستداهل رئيس نظميه و اغلب اجزا را تهديد به قتل كردهاند .
باغ شعاع الدين ميرزا
عصر خانهء قمر الدوله رفتم شكايتى كه داشت از ترياك كشيدن شوهرش بود كه بىنهايت قمر الدوله را ملول كرده . از آنجا باغچهء دوازده سالهء شعاع الدين ميرزا رفتم .
خيابان اميريه خيلى خوب شده . چون وستداهل رئيس نظميه آنجا منزل دارد آبپاشى خوبى مىشود . حاجى امير الدوله هم باغ منزل كرده . به هزار منت فرمانفرما اين قطعه زمين را به شعاع الدين ميرزا ذرعى دوازده هزار داد . حاليه قيمت كسر كرده شش هزار خريدارى نمىكنند . از آنجا گردش رفتيم شب منزل .
پس از تحقيقات معلوم شد « عقدرو » را بچهها برداشته يعنى نزهت و عينى بين خود تقسيم كردند . سهم نزهت در عروسى عذرا خانم مفقود مىشود ، مال عين الملوك باقى است . اما سنجاق معلوم نيست چه شده .
سهشنبه هفتم شعبان - ديشب جلال السلطان دعوت نموده بود . عميد الدوله ، بهاء الدوله ، ركن الدوله ، اعظم الدوله ، حاجى افخم الدوله ، شعاع الدين ميرزا . در اين باغچه ما مهمانيها آمده ، عيشها در ايام جوانى كردهايم . امشب نمونهاى از آن ايام بود . باز شكر خدا را بهجاى آورديم كه بار ديگر در آنجا گرد هم جمع شديم . شام ممتازى داد . پسرش