تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4795

مساهمون:

ص٤٧٩٥
جوانى يك عقدرو « 1 » الماس و مرواريد داشتم نبود . يك سنجاق يقهء مرواريد هم داشتم نبود . كار بچه‌هاست ، اما نمىتوان گفت . مرواريد سنجاق را بيست و پنج سال قبل سى تومان خريده بودم . حاليه گويا صد تومان قيمت داشت .

پارچهء يزدى

چهارشنبه 24 رجب - حاجى افخم الدوله مرا دكان استاد على محمّد خياط برد . از سر تا پا لباس گرفتيم . فاستنى كه سابقا هجده قران بود در شش تومان . ماهوت شلوارى كه ذرعى چهارده قران بود در پنج تومان و نيم . براى مواقع رسمى مشكى لازم بود كه من هيچ نداشتم . دو سه جليقه ، شلوار و كت هم از پارچه‌هاى تابستانى يزد . اينها هم سابق ذرعى سى شاهى و دو هزار بود حاليه چهار هزار و پنج هزار است . اما پارچه‌هاى يزد و طهران ترقى كرده و خيلى براى لباس تابستانى معمول شده است . كليتا مردم از آن مىپوشند . در طهران كارخانهء زياد از قالىبافى و پارچه‌بافى باز شده . احتياج ترقى به صنعت مىدهد . الان در طهران قند درست مىكنند ، اسباب از همه قسم درست مىكنند .

شلوار دهن اژدر - مدهاى جديد

پارچه زياد بافته مىشود : اما مدل لباسهاى مردانه مجددا عودت كرده است به مد قديم . شلوارها بسيار گشاد است مثل شلوارهاى « دهن اژدر » بيست الى بيست و پنج سال قبل كه خود من مىپوشيدم . سرداريها يقه برگردان شده كه يقهء آن خيلى بزرگ است . فقط دو تكمه پائين مىخورد . درست مد چهارده سال قبل است كه من زنجان بودم . جليقه‌ها بيشتر سفيد و سفيد رنگ است . خيلى از سينه پيداست . كراواتها پهن شده كه مثل بادبادك باد به آن مىخورد اين سمت و آن سمت مىرود . فكل بيشتر دوبله و بدون آهار است . سرداريها اغلب كرمى است . لباس زنها پيراهن بلند فرنگى است ، بيشتر حرير كه گوشت بدن پيداست . آستينها كوتاه تا مرفق يقه و سينه باز است . شلوار كوتاهى تنكه زير مىپوشند ، جوراب ساقه بلند ، چارقد حرير خيلى نازك به سر مىكنند ، پوتين هم منسوخ شده مردانه و زنانه كفش مىپوشند ، بيشتر هم ايرانى است . زيرا مال فرنگ چهارده تومان شده است . خانمهائى كه حجاب مىكنند اما باز نزد مرد مىآيند و كلفتها كه سابقا رو مىگرفتند و هيچ‌جاى آنها پيدا نبود حاليه تا مرفق آنها به واسطهء كوتاهى آستين پيراهن قهرا پيداست .
هامش
( 1 ) - عقدرو - جواهراتى بود چون حلقه كه به دور صورت مىانداختند . ( مسعود سالور )