تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4794

مساهمون:

ص٤٧٩٤
خوبى است . سراى ملك هم دختر شيرين بامزهء حرّافى است .

نصير الدوله - وضع قونسلگرى روس در بلشويكى

آقاى نصير الدوله را ديدم . حاليه معاون وزارت خارجه است ، همان‌طور مثل سابق مانده . فقط قدرى دارد مويش سفيد مىشود كه حنا بسته بود . از من بزرگ‌تر است ، اما خيلى جوان‌تر به نظر مىآيد . مىگفت روسيه خيلى شلوغ است . بادكوبه و حاجى ترخان از ما قشون براى حفظ خودشان خواسته‌اند . هر مملكتى ، هر شهرى مىخواهد مستقل و آزاد شود حتى شهر بخارا . هر شهر انجمنى دارد و خودسرى مىكند به مراتب از آن وقت ايران شلوغ‌تر . متصل صاحب‌منصبان را گرفته حبس مىكنند . در ايران چهار ژنرال را گرفته تحت الحفظ روسيه بردند . يكى را در تبريز تكه تكه كردند . در طهران چند نفر قزاق در قونسلگرى هست . قونسل بدون اجازهء آنها جرأت ندارد سوار شود ، راه برود ، غذا بخورد . كميته هم دارند كه ناظر امورات و احكام سفارت و قونسلگرى است .

چاپيدن ايل جاف

باز مىگفت در ميان عثمانيها سى هزار نفر ايرانى روى هم جمع شده بود كه دوازده هزار آن از ژاندارم و نظام بود ، تتمه چريك بودند . تمام متفرق شدند . دويست ژاندارم با نظام السلطنه و چند نفرى از وكلا و غيره مجددا به خاك عثمانى رفتند . اينها را هم ايل جاف چاپيد و لخت كرد ، نصف پناه به سنجابيها بردند ، نصف خودى به موصل رساندند برهنه و عريان ( عز الممالك ما از جملهء آنهاست كه با نظام السلطنه رفته ) . عثمانيها در پس‌نشينى خيلى صدمه به ايران وارد آورده‌اند . فقط هشتاد و هفت هزار مال بنه بردند .

جمهورى

در طهران اخباراتى شهرت مىدهند . مىگويند تبريزيها جمهورى مىخواهند . با سالدات و قزاق روس دست اتحاد داده‌اند ، قارداش قارداش به‌هم مىگويند . يك روز هم به اتفاق سر قبر ثقة الاسلام رفته نطقها به زبان تركى [ و ] روسى نموده‌اند ، با موزيك و هورا و زنده‌ياد در تمام شهر گردش نمودند .

جواهراتى كه نبود

امشب دو جعبهء آهنى خودم را از خانهء عماد السلطنه آورده بودند باز كردم . مايهء