وضع يوسفيه
امروز عصر در ركاب حضرت و الا يوسفيه رفتيم . به عماد السلطنه سپرده است .
تابستان هم آنجا ييلاق مىرود كه به مراتب از باغ و خانههاى كرايهاى شمرانات بهتر است .
حضرت و الا سال گذشته به واسطهء نقرس و بعضى بثورات خيلى صدمه خوردهاند ، ليكن به حمد اللّه حاليه حالشان خوب است . با پنج سال قبل كه طهران رفتم تفاوتى نكردهاند . ما شاء اللّه خوب ماندهاند . هنوز در سوارى ، راهروى ، نشست ، برخاست ، خواندن ، نوشتن ، به امورات داخلى و خارجى خود رسيدگى كردن به خوبى قادر هستند و با روز جوانى فرقى نكردهاند . عمارت وسط اندرون را سال قبل تغيير دادهاند بسيار خوب شده است . حضرت و الا در طالار وسط مىنشينند . اطاق خواب خوبى دارند حضرت و الا مرا برده همه را نشان دادند . مرتبهء بالاى اين عمارت را برداشتهاند . فقط سه اطاق باقى است كه براى نوشيروان ميرزا گذاشتهاند . تتمهء بنا مهتابى شده كه به منزلهء حياط آن اطاقها است .
شش صيغهء پدرم
حضرت و الا شش صيغه دارند كه هركدام يك شبانه روز مواظب خدمت حضرت و الا هستند و هيچ كس مثل حضرت و الا صيغه نگاه نداشته و ممكن نيست نگاه دارد . اين شش نفر باهم مثل خواهر مهربان [ اند ] و هيچوقت نزاع و مشاجره ندارند . حضرت و الا خوب و بد ، بزرگ و كوچك ، آنها را به يك چشم نگاه مىكند . مادر نوشيروان ميرزا با ليلى دختر كوريجانى كه سال قبل گرفته در امر زناشوئى فرقى ندارد . اين مسئله متفق عليه تمام مردم است كه هيچ كس مثل شاهزاده نمىتواند زن نگاه دارد .
ناهار و شام حضرت و الا جداگانه است . سفرهء كوچكى با ظرفهاى كوچك براى ايشان مىبرند . يك سفرهء بزرگ هم در اطاق ديگر كه ماها و زنهاى حضرت و الا و مهمانها آنجا غذا مىخوريم . ناظر شوكت خانم خمسهاى است . الحق غذاهاى خوب مىدهد .
اين هم متفق عليه است كه از شوكت خانم بهتر احدى نمىتواند نظارت خانهء حضرت و الا را بكند . دو سه روز آشپز قهر كرده بود تمام اين شام و ناهار را خودش پخت . مثل رستم زرنگ است . حضرت و الا خيلى از سابق مهربانتر شدهاند . به من كه به قدرى التفات مىكنند كه خودم از شدت مرحمت خجل و شرمسارم . با بچههاى من بىنهايت التفات مىفرمايند .