ذيقعده لغايت 3 ذيحجه بود . آنها هم به تفاوت از تلگرافى و مكتوبى پنج روز الى بيست روز عقبتر بايد رفت .
سوار بختيارى
ايران - طهران امنيت حاصل است . مقدارى سوار بختيارى براى ساخلو مركز خواستهاند روز به روز وارد مىشوند . تا باز با پليس و قزاق و ژاندارم و خانمهاى طهران چه هنگامه برپا كنند كه به هزار زحمت و جنگ و دعوا و سنگربندى خارج نمايند . مدتى است ژاندارمرى در حال انحلال است . در اين باب روزنامهها بقدرى نوحهسرائى مىكنند و دولت را تنقيد مىكنند كه به وصف نمىآيد . تا كار به جائى مىرسد كه مىخواهند اعانه براى بقاى آن جمعآورى كنند . بعضيها هم اين مسئله را استقبال مىكنند . ليكن دروغ مىگويند . پيشنهادات زياد هم براى اين اعانهء مردم بيكار مىكنند . هر كدام به خيال خود يك نفر از مديران روزنامهجات نزد كلنل ادوال قائم مقام يالمارسون مىرود در باب اعانه با او گفتگو مىكند . بعد سؤال و جواب زياد كلنل مىگويد ما از سوئد براى تشكيلات ژاندارمرى به ايران آمديم نه براى گدائى . به ضرب و زور باز دولت يا چيزى مىدهد يا نمىدهد ، آنها را تا چندى از انحلال منصرف مىدارد تا بعد چه شود . از قرار صورتىكه در روزنامه بود دويست هزار تومان خود كلنل ادوال قرض كرده همينطور ساير سوئديها على قدر مراتب مكنتهم . حقيقتا حيف است اينچنين ادارهاى پس از اين همه زحمات و مخارجات منحل شود . من اگر پول يا اعتبار مىداشتم مبلغى محققا مىدادم كه ندارم . ديگران دارند و نمىدهند . شايد من همچون ندارم اين خيال را مىكنم . اگر مثل سپهدار يا فرمانفرما يا ديگرى داشتم ابدا پيرامون اين خيال نمىشدم .
رياست مؤتمن الملك
مؤتمن الملك خيال استعفا از رياست مجلس دارد . چون مردم رياست سايرين را ديده و سنجيدهاند اصرار در بقاى او دارند ، چنانچه يكى از جرايد نوشته بود مجلس بدون رياست مؤتمن الملك مثل مكتب خانه مىماند كه معلمش غائب باشد .
قانون سربازگيرى
در مجلس قانون سربازگيرى تحت مباحثه است . گفتگوى زياد در دو مسئله است :
يكى مىگويند مأمور سربازگيرى از طرف دولت باشد متصل پول خواهند گرفت . اين آدم