هرج مرج است . در « رعد » مىنويسد آقاى وثوق الدوله شما در مأموريتهاى سابق خودتان هميشه طرف سوءظن مردم بوديد ، حاليه خوب است تمام فكر خودتان [ را ] مصروف پارتى تراشى نكرده قدرى به كارهاى ماليه اقدام كنيد ، تا بلكه حسنظن مردم را جلب نمائيد . سعد الدوله به كلى تبعيت روس را قبول كرد .
حوالهء آجر بهجاى حقوق
به اعضاء عدليهء طهران عوض مقررى پنج ماهه « آجر » حواله دادند . به وزارت خانههاى ديگر آجر هم نداشتند بدهند .
فتح كاشان
شهر كاشان فتح شد . نايب حسين و پسران و كسانش باز فرارى شدند . از قرار تلگرافى كه در روزنامه بود با هشتصد سوار به موغار مىرود آنجا را آتش مىزند ، از آنجا به اردستان . سردار صولت به كاشان آمد . او به اردستان و علاقهجات او مىرود .
روزنامهها پس از نه سال فتح كاشان را مسئلهء اهمى مىدانند . راستى هم كه نايب حسين خوب دوامى كرده . مكنت و دارائى هنگفت نايب حسين را مىنويسند خوب است به ژاندارمرى به عوض طلب واگذار كرد .
ساوجبلاغ مكرى - عثمانى و ما
ساوجبلاغ را باز عثمانيها تصرف كردند . در روزنامه فتح جديد عثمانى مىنويسد ، هيچ خجالت نمىكشند كه اين مملكت ايران است فتح عثمانى يعنى چه . اجنبى را بايد اجنبى دانست ، خواه عثمانى باشد خواه روس . مسئلهء مذهب و نژاد و دوستى تا وقتى است كه به حدود خود قانع باشند ، پس از آنكه از حد خود تجاوز نمودند همه از ما بين بايد برود .
همهء اين دولى كه چهارده ماه است جنگ مىكنند مسيحى هستند ، پس نمىبايست جنگ كنند . ملك عقيم است ، وقتى كه فرزند نشناسد مذهب و نژاد را مىشناسد ؟ اگر اين مسئله را وقعى بود سايقين ما وقعى مىگذاشتند نه آنكه متصل با عثمانى جنگ كنند و حال آنكه وقتى كه مسئله مذهب را هم بشكافيد سواى امر نبوت در تمام كليات و جزئيات ما باهم مخالف هستيم . آنها ما را به كلى رافضى و لامذهب و مرتد مىدانند . در تبريز مؤذن را براى آنكه در بالاى مناره و اذان ذكر اسم مبارك حضرت امير را كرد با گلوله زدند به پائين افتاد . هنوز در مشاهد متبركه و مكهء معظمه و اغلب بلاد عثمانى ما