طرفيت كلى با آلمان دارد بىمزه نيست .
محترم السلطنه
پنجشنبه دوم - عصر بچهها آمدند . باران قدرى اذيت كرده بود . عيال امير اسعد محترم السلطنه خيلى محبت كرده بود . برنج ، روغن ، بره فرستاده بود . دو شب هم مهمان كرده بود . خيلى از مهربانى او ممنون بودند . با اين مهربانى او جا دارد . . . « 1 » . شب باران سختى آمد . رعد و برق هنگامه است .
سگ
فندق در اين مسافرت خوب پاسبانى زنها را كرده بود . خيلى تعريف كردند . راستى داستان البرز فراموش شد . مدتهاست نصير الدوله از من يك سگ بزرگ خواسته بود و من از بس به البرز ميل داشتم حيفم مىآمد او را بدهم . در اين بهار آقا البرز عادت بدى پيدا كرد بزغاله مىگرفت و من روزى تا بيست و پنج هزار غرامت ايشان را داديم . اين بود به همراهى هرمز ميرزا براى نصير الدوله فرستادم و از خسارت يوميه خلاص شدم . البرز شتر نديده بود . ابو القاسم مىگفت شتر كه ديد فرار مىكرد . در طهران كه برده بودند اسباب تماشاى مردم شده بود . چون آنها از سگ چندان احتياطى نمىكنند من گمان مىكنم خيلى خوش باشد و از اينجا بهتر . حاليه از كوچنان گفتهام توله سگى بياورند كه مىگويند از البرز درشتتر مىشود . بيست نفر از گازرخانيها را در آن روز البرز دستگير كرد ، يعنى حمله آورد و همه را به ميان طويله برد . جلوى در را گرفت احدى را نگذاشت بيرون برود تا نوكرها رسيدند . سگ خيلى رشيدى بود . پاسبان قلعه و باغات . از سر شب تا صبح در گوشه بام كشيك مىكشيد .
آمدن امير اسعد
شب 4 رمضان ، 26 سرطان - صبح براى دعواى بناها بيرون رفتم . بامها را خراب كرده و جاى ديگر رفتهاند . باران هم متصل مىآيد . شيههء اسب آمد متعاقب امير اسعد رسيد .
از بام به زير آمدم ، در جلو خان قلعه نشستيم . دكتر و محمد خان لاريجانى همراهش بودند . يك ساعت نشست قهوه خورد . خيار تازه بيرون آمده [ بود ] ميل كرد . چند روز آتانك رفته بود .
هامش
( 1 ) - نقطهچين در اصل است .