زوارك و كوشك دشت و غيره تعليف مىكند . مهدى چادر و نان و جو آورده بود . آب خنك و هواى خوشى داشت . گل زنبق تازه باز شده بود . شب با بهمن و شيخ و محمد على در چادر استراحت كرديم ، سايرين در كپرهاى گالشها .
علف گرز - علفچين نه علف چر
شانزدهم - صبح از زنگولان سوار شديم از راه بوكو « 1 » و مورچانهكش . اينجا معادن گچ بىنهايتى دارد . مثل قيف كه وارونه كرده باشد بعضى چاهها دارد . اگر اين معادن گچ قرب شهرى بود سالى مبلغى انتفاع داشت . هر جا گچ نبود علف « بوئه » كه بهترين علفها براى گوسفند است بود . اين علف مثل شود است ، معطر هم هست اما خيلى بزرگ مىشود مثل يك خرمن . اسم ديگر آن « گرز » است . اين علف براى زمستان خوب است . ربع ربع به تفاوت داشتن بوئه از من اجاره مىكنند ، از ربعى سه تومان و نيم الى ده تومان . از گچها رد شديم تمام كوه بوئه شده ، به قدرى مصفا كه حد و حصر ندارد . يك عيب بوئه كوه دارد كه چشمه آب گوارا براى حشم ندارد . تعليف نمىشود كرد ، بايد چيد . به اصطلاح اينجا « علفچين » است نه « علفچر » . چهار ساعت و نيم از دسته گذشته وارد قلعه شديم .
شتر خان چهار خروار و پنجاه من برنج ، پانزده خروار غله اجاره رفت . اندج سى و پنج خروار كه يازده خروار آن برنج باشد .
هيندنبورگ
روزنامه همراه داشتم مىخواندم . آلمانها از شكستهاى اطريش خسته شدهاند .
جنرال مكنزن را با قشون خوبى به كمك فرستادهاند و گويا رياست قشون اطريش هم با او بشود . جنرال هيندنبورگ كه روسها را از پروس شرقى خارج كرده خيلى شهرت نموده و گويا مارشال شده باشد . شكل او در « لندن نيوز » بود ، خيلى عبوس است . اما خيلى از او تعريف مىكنند .
آبگرم سه هزار
24 شهر شعبان - در اينجا كه طبيب و دوا نيست براى هر مرضى آب گرم سه هزار را تجويز مىكنند و نافع مىدانند . لهذا به اصرار ، زينب و بچهها را با مادر بزرگشان به آب
هامش
( 1 ) - بوكو مخفف بوئه كوه است ( مسعود سالور ) .