اين سفر اول است با من مىكند . ميرزا اسحق هم كه براى اجارهء شتر خان آمده بود همراه شد . تقى و ابو القاسم هم بودند . از گرمارود اوانك رفتيم ، از آنجا به نرم لات . اما مراتع لزور ، زردكله و نرم يك پارچه زرد بود ، چقدر مصفا چقدر پر علف . بلدرچين صدا مىكرد . سيالان زائيده بود و همراه نبود شكار كنيم . ناهار به خانهء شكر اللّه و شهباز بيك رسيدم .
اينها زمين كشت مختصرى دارند و متولى امامزاده هستند . محل آنها در موقع تقاطع رودخانهايست كه از ايواتر مىآيد و آبى كه از دينهرود . اين دو سرچشمهء شاهرود الموت هستند . پل غريبى گذاشته بودند كه روى آن را نمد انداخته يك نفر دم اسب را گرفته يك نفر جلوى آن را ورد مىكردند . يك راه طالقان هم به تنكابون از اينجاست . ليكن زمستان و بهار عبور ممكن نيست . شهباز بره كشته بود ، كباب و بزقرمه درست كرديم . در ايوان جلوى امامزاده صرف شد و از آنجا قاطر سوار شده به دينه رود رفتيم . يك راه پيچ پيچ خيلى سختى داشت . با وصف آنكه براى عبور من درست كرده بودند باز خيلى سخت بود و پياده رفتم .
افخم الدوله در اين محل رشادتى كرده كه مكرر شنيدهام . سنگى از بالا آمده و حاجى آقا اسب را از خارج جاده تا لب آب در كمال چابكى آورده كه به نظر همه غريب بلكه غير ممكن آمده است .
دينهرود
دينهرود ده كوچكى است اما ييلاق مراتع اينجا . يك ماه ديگر باز مىشود كه من به طالقانيها اجاره مىدهم . سر آب معدن رفتيم خيلى خورديم . برف صد قدم بالاى محل بود . آب گاز زياد دارد . چشمهء كوچكى است براى تحليل غذا خوب است . امتحان ديگرى نشده است . دو شب دينه رود مانديم . بهمن خيلى خوشحال بود ابدا بهانهء خانه و مادرش را نكرد . مراجعت كرديم نرم لات . از آنجا از راه خسر كه امير اسعد غصب كرده به كاروانسراى پيچبن .
خسر
در خسر گلهء قدم على بود بره آورد . گفتم مال حلال خودم است ، اينجا را به غصب اجاره كردهاى . گوسفندانت تلف مىشود ، صد تومان اجاره كرده . خسر محل زرع هم دارد . به علاوه تمام اين كوه سنگ آهن است . شهباز مىگفت سنگ مس هم دارد . چند دانه از سنگهاى آهن برداشتيم ببريم منزل . مراتع امانك و زنگولان خريدارى ماست . گله