پانصد فرسنگ ميدان جنگ
جنگ در نهايت اشتداد است . داردانل مثل ورشو هنوز فتح نشده . روزنامههاى ما صد مرتبه سقوط ورشو را نوشتند و دروغ شد . روزنامههاى ما فتح آنجا را از محالات مىدانند . ميدان جنگ روس با آلمان و اطريش پانصد فرسنگ طول دارد . تمام اين چند دولت متخاصم روزى دويست و شصت مليان تومان ما مخارج جنگ دارند . فقط دولت انگليس آفتاب به آفتاب سه مليان ليره به مصرف مىرساند .
استيضاح فرمانفرما
در طهران ، مجلس قانون نظام [ را ] كه الزم قوانين بود رد مىكند . اما قانون مهمل پستى را در كمال حرارت مورد بحث قرار مىدهد . در كرمانشاهان رئيس اردوى عثمانى رئوف بيك جمعى [ را ] به دار مىزند . ايلات و اهالى شهر باهم معيت كرده حمله به اردوى عثمانى مىآورند . جمعى را كشته تتمه را فرار مىدهند . دوازده نفر از حزب دمكرات مجلس موقع را براى سقوط كابينه يا اقلا اخراج فرمانفرما از كابينه ( وزير داخله ) غنيمت شمرده خواهش استيضاح مىكنند ( و يكى هم براى اينكه در تواريخ بنويسند اول استيضاح از طرف دمكراتها شد ) . احزاب مجلس كه باهم اتفاق داشتند و اين مسئله بدون اطلاع ساير احزاب پيش مىآيد اسباب تفرقه مىشود . مردم و روزنامهنويسها هرقدر خواهش مىكنند كه اين استيضاح باعث استعفاى كابينه مىشود و مملكت دچار بحران مجددى مىشود گوش نمىدهند . عين الدوله به مجلس مىنويسد كه تمام وزرا شريك اعمال يكديگرند خصوصا در مسئلهء كرمانشاه . وزير داخله بدون اطلاع من و ساير وزراء اقدامى نكرده باز مفيد واقع نمىشود .
استيضاح - افتضاح
استيضاح به عمل مىآيد . در حقيقت افتضاح بالا مىآيد . وكلا از آن جمله حاجى عز الممالك خودمان وكيل كرمانشاه بياناتى مىكنند مثل طنز و معما . هى مىگويند واقعهء ناگوار كرمانشاه و تاخت به فرمانفرما مىآورند . يكى يكى وكلا نطق مىكنند اما مبهم و تمام قصدشان توهين و بدگوئى به شخص فرمانفرما است . دو نفر از اعتداليون جواب مىدهند . بعد فرمانفرما نطق مىكند ، اما خوب حرف نمىزند . رئيس الوزرا و محتشم السلطنه وزير خارجه را شاهد مىآورد ، كاپتين سوئدى را شاهد مىآورد كه من تلگراف رمزى به غير آنچه در خود وزارت خانه نوشته شده نكردهام . اگر كردهام بيرون