تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4261

مساهمون:

ص٤٢٦١

وضع ايران

ايران گرفتار جنگ سفراى تازه نفس دول متخاصم شده . سفراى آلمان و اطريش از راه بغداد آمدند . از قرارى كه در ترجمهء روزنامه‌هاى اروپ در اين روزنامه‌هاى خودمان ديدم هفتاد صندوق تفنگ و فشنگ اينها آورده و در راه به ايلات ما تقسيم كرده‌اند . همين‌طور مقدار زيادترى وارد اصفهان نموده‌اند . در طهران ملت غيور پذيرائى كامل از آنها نمودند . در راه آنها دسته‌هاى گل ريختند ، هورا كشيدند ، زنده‌باد گفتند ، خيلى خيلى احترامات كردند . آلمانها در اصفهان تلگراف بىسيم بنا كرده‌اند ، روسها در انزلى و رشت ، انگليسها در بوشهر . حكايتى است كار ايران و آخرش هم هردو طرف از ما خواهند رنجيد . نه اين گل‌فشانى ما به آلمان نه آن ناسزاهاى ما به روس . هيچ‌يك نتيجه ندارد . چون هردو على العميا [ ست ] و از روى يك ترتيب صحيحى نيست .

مادهء فاسد آبله

يكشنبه 22 رجب - بهمن متصل چوب سوار شده اسب دوانى مىكند [ و ] سر ناهار و شام ياد پسر عمو ( شيرين او ) . گاهى اگر شربت درست كنيم مىگويم پسر عمو داده ممنون مىشود . عباس را ختنه كردند . ورم كرده . دو دفعه آبله‌اش را كوبيدند ، ماده فاسد بود نگرفت ماند براى پائيز .

بنائى

شروع به بنائى شد . از درب بزرگ تا درب كوچك اندرون شمال را حسنعلى استاد گرمارودى مقاطعه كرد به هفتاد تومان و يك خروار گندم . سمت ديگر را مشهدى آقاسى چهل و پنج تومان يك خروار گندم . بعد از ساختن طويله بالا منصرف شده جلوى حمام طويله به ترتيب طهران كه بهار بند داشته باشد گفتم بسازند ، دو اطاق هم براى جلودار . ما به اينها كه الموتى بودند مقاطعه داديم اما بناى طالقانى بهتر بود .

خيال امير اسعد براى عروسى با ما

ابو القاسم و شيخ رودبار نزد امير اسعد رفته بودند . شيخ براى گرفتن پول ملك خوشكه چالش . امير اسعد ابو القاسم را خلوت ديده بود و بعد از صغرى و كبراى زياد عين السلطنه يكى از صباياى خودش را به من بدهد . عيالم ناخوش است و من مىخواهم اينجا او را نگاه دارم ، چه و چه . او گفته بود بايد به حضرت والاى بزرگ عرض شود . گفته