تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4262

مساهمون:

ص٤٢٦٢
بود خودشان عريضه كنند اما محرمانه باشد . حتى سپهدار هم نبايد بداند . قرار شد مير آخور برود شرايط ببيند چيست . با اين حالى كه اين مرد دارد كه از آب مىترسد خيلى اشكال دارد .

بالاروچ

پنجشنبه پنجم شعبان المعظم - سه شب بالاروچ با بچه‌ها و شيخ رفته بوديم خوش گذشت . بالاروچ تابستان خوبى دارد . پول مىداشتم يك عمارت مختصر ييلاقى آنجا بنا مىكردم .

تعهد امير اسعد

ابو القاسم آمد [ كه ] همه قسم تعهد امير اسعد نموده است . ما هم طهران نوشتيم تا چه جواب برسد . امير اسعد باز چه خيال كرده ، چه نيرنگى به سر دارد نمىدانم . سى تومان هم آن دفعه به شيخ داده بود . امير اسعد با سخاوت است . عمارت مفصلى هم جديدا مىسازد . از توان و خوشكه چال هفتصد و پنجاه تومان اجاره گرفت . اين يك اسباب كارى براى من شد . هركس ملك مىخواهد اجاره كند من آنجا را نشان مىدهم . موسى و محمد آقا دو قبضه تفنگ آورده دادند و به سر خانه خود رفتند مشغول صباغى .

انجمن مظلومين

روزنامه‌ها حمله به سپهدار و امير اسعد آورده‌اند . جمعى از تنكابونيها در طهران انجمنى به نام « مظلومين » درست كرده‌اند . ميرزا على خان كالجى سالار فاتح و جمعى كجور آمده‌اند و سوار و جمعيت جمع مىكنند . شكل امير اسعد را در يك روزنامه كشيده كه سر گاوى از شكمش بيرون آمده . جاى ديگر حكايت چوب خوردن شيخ محمد است كه امير اسعد با شكم بزرگ ايستاده و شيخ را فلكه بسته‌اند . ايتاليا 24 ماه مه داخل جنگ شد . روزنامه‌هاى ما به آن هيچ وقعى نمىگذارند . روزنامه‌هاى ما تمام مدح آلمان است ، ذم سايرين .

گردش ييلاقات

جمعه 13 شهر شعبان - در اين چند سال مجال ندادند به من كه گردش در ييلاقات اينجا بكنم . امسال كه انقلاب را پيش انداختند للّه الحمد در اين موقع فراغتى حاصل بود . به اتفاق شيخ به‌سمت نرم لات و دينه‌رود امروز حركت كرديم . بهمن را هم همراه بردم .