تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4260

مساهمون:

ص٤٢٦٠
مرض دورهء خود را به اتمام رسانيده عباس خوب شده گلويش ديگر ورم ندارد . هركس و هر مريض نزدش برود و لو ساعت ديگر قبض روحش بشود مىگويد من پانزده تومان يا كمتر يا بيشتر گرفته شما را چاق مىكنم . آن‌وقت هم يك نسخهء بالا بلندى مىدهد كه از شهر دوا بياورد . دوا را گرفته يك قسمت از سه قسمت را به آن مريض استعمال مىكند مابقى ضبط دواخانه مىشود . جوان است در رشت دواساز بوده اينجا دكتر درجهء اول .

تعريف از حاكم

شيخ ابراهيم ساعت هفت از شب رفته وارد شده بود . چهارده روز بىجهت قاطرهاى مرا شهر نگاه داشت . شيخ از حكومت تعريف مىكرد ( بعد از معتمد السلطنه هركه بيايد تعريف دارد ) . شاه به مشار اليه هم در سفارش من و الموت تلگراف فرموده است . « لندن نيوز » نمىآيد . دوازده هزار روس قزوين خواهد آمد . شصت هزار در آذربايجان است . ديگر شيخ معلوماتى نداشت جز آن‌كه از ابلاغيه‌هاى عثمانى مضحكه مىكرد و چناق قلعه ورد زبانش بود .

وضع جنگ

اما روزنامه‌جات . ايتاليا داخل جنگ شده و به اطريش التيماتوم داده . روزنامهء « بامداد روشن » كه ميرزا محمد على خان خراسانى مدير اوست دو صفحه از ايتاليا نوشته بود و ثابت نموده بود كه اگر به آلمانها همراهى مىكرد فايده مىبرد ، حاليه فايده كه سهل است ضرر خواهد برد . از قشونش تكذيب زياد ، از سركردگانش شكايت بسيار ، از ماليه‌اش مأيوس بالاخره ضديت و جنگ او را با آلمان و اطريش به درجهء صفر رسانيده بود كه بىاندازه عقايد ايشان مضحك بود .

ژاپون و چين

ژاپن آبها را گل‌آلود ديده حمله به چين آورده هر امتياز سياسى و تجارتى مىخواست گرفت . چين از لاعلاجى تمام خواهشهاى او را اجابت كرد . حتى خواندم كه يوان شيكامى رئيس جمهور گفته است از اين زياده هم بخواهد بايد قبول كرد .
هامش
- طالقانى ديده شود . ايرج افشار .