در موضوع آمدن شاه مخلوع استفسار مىكند جواب مىدهد چندى در پطرزبورق بود وزارت خارجه ما به كلى او را از آمدن ايران مأيوس نمود .
راجع به مهاجرينى كه از طرف تركستان روسيه به نقاط شمال شرقى ايران مهاجرت نمودهاند و اينكه يك ملاحظات سياسى از اين مهاجرت منظور است يا نه ، آيا سلوك مأمورين محلى با آنها مطابق قوانين معموله ايران خواهد بود يا قوانين روسيه استفسار شد ( اين سؤال را خوب بود از وزير خارجهء ما بكند نه از سفير روس ) جناب وزير اظهار فرمودند اگرچه تاكنون در اين موضوع ( چند جا موضوع ) خبرى به جناب و اولياى ( چند جا اوليا ) دولت ايران هم اظهارى در اين موضوع ننمودهاند ولى جناب ايشان مىتوانند اطمينان بدهند كه به هيچوجه ملاحظات سياسى در بين نيست ( او گفت اما نبايد باور كرد ) ، فقط مسائل « اكونومى » و اقتصادى است . بنابراين در اين مورد ( چطور شد كه لفظ ديگر به جاى موضوع نوشت ) مخالفت و ضديتى هم از طرف ايرانيان نبايد ظاهر بشود .
به عكس عقيدهء جناب ايشان بايد مساعدت و موافقتهاى لازمه با مهاجرين بشود كه خود يكى از آثار ازدياد روابط محبت و دوستى ما بين دولتين خواهد بود .
مدير « شرق » بعد « برق » بعد « رعد » سيد ضياء الدين طباطبائى است . من او را نمىشناسم . ( پايان مصاحبهء سيد ضياء الدين )
برف و بارندگى - شلاب
جمعه 27 ماه جمادى الاولى ، چهارم درجه برج ثور - چنانچه سابقا نوشته شد از جمعهء گذشته تا شب پنجشنبه كه پريشب باشد متصل باران آمد . اگر فاصله به هم زد يكى دو سه ساعت بيش نبود . شب پنجشنبه اول شب بناى رعد و برق شديدى گذاشت باد هم برخاست و باران تندى آمد كمكم شروع به برف كرد كه درست ساعت دو از شب رفته بود . يك ساعت برف آمد درست همهجا را سفيد كرد بعد ساكت شد . يعنى كمكم مىآمد . صبح پنجشنبه بامها را پارو كردند و هرجا چشم مىديد سفيد بود . باز شروع به برف كرد اينبار تكهتكه و بزرگبزرگ مىآمد ليكن آب مىشد يعنى در زوارك و كنار رودخانه . مختصر هنگامهاى بود ، حكايتى بود . رعيتها يكجا گرفتار حشم خود بودند ، يكجا مبتلاى بامها و چكهء اطاقها يكجا اللّه و لبيك بود كه براى گردو داشتند . تا غروب اين آشوب برپا بود و برف مىآمد گاهى مخلوط به باران كه اينجا « شلاب » مىگويند و تركها « آلاچارپو » . غروب ساكت شد و هوا باز شد . اينبار واهمهء آن را داشتند به كلى صاف شود و يخ ببندد و قطع اميد همه بشود . اما الحمد للّه گاهى ابر و گاهى صاف بود .
من درجه گذاشتم چهار درجه بالاى صفر بود . در سيچقانئيل 1330 كه برف آمد و كليهء