زنهاى حقوقطلب
حكايت زنهاى حقوقطلب كه تمامى ندارد . متصل در انگليس كارهاى تازهتازه مىكنند . مثلا عمارت آتش مىزنند ، چادرهائى كه براى اسبدوانى يا غيره زده مىشود آتش مىزنند . كاغذهاى پستخانه را با دوا سياه مىكنند كه يك مرتبه ده هزار پانزده هزار مكتوب سياه و ضايع مىشود . تازگى يك نفر از آنها « ميس مارى ريچاردسن » پردهء نقاشى ونوس را از چند جا پاره كرده از قيمت آنكه چهل پنج هزار ليره بوده ده الى پانزده هزار ليره كسر شده است .
در ايران ما هم زنان حقوقطلبى موجود است كه آنها عبارت از زنهائى هستند كه مواجب و مستمرى دارند و دستهدسته در خزانهدارى يا وزارت ماليه يا دربار يا خانهء نايب السلطنه جمع [ مىشوند ] و درخواست حقوق خود را مىكنند .
بيمارى و مداوا در ده
جمعه 13 جمادى الاولى ، 20 درجه حمل - هوا سرد است كرسى داريم . سردرختى در اغلب دهات ييلاقى سوخت بالاروچ چهار سال است رنگ گردو به خود نديده است .
بهمن از روز عيد به اين طرف حال ندارد . ديروز لرز بسيار سختى كرد كه دندانهاى اين بچه به هم مىخورد . از روز تولدش متصل ناخوش است . اينجا هم كه طبيب نيست امروز روغن بادام و تاجريزى دادند . اينجا هركس ناخوش شود دو سه قسم معالجه بيشتر بلد نيستند از قبيل حصبه ، مطبقه و غيره باشد كوزه مىاندازند . به اين ترتيب كه پشت مريض را بهقدر اندازهء دهان كوزه خمير مىگذارند آنوقت پشم يا پنبه آتش زده توى كوزه انداخته بعد فورا كوزه را مىاندازند كه دهان كوزه روى خمير باشد مبادا بسوزاند . آش پرفلفل مىخورند كه از شدت تندى فلفل عرق كند . سير يا عسل مىخورند . اگر نوبه كنند چندان پاپى نمىشوند مگر آنكه خيلى طول بكشد . آنوقت آمده از من گنهگنه مىگيرند . روغن كرچك اگر داشته باشند يا در قلعه باشد براى هر مرض استعمال مىكنند . نمىدانم از چه عصرى حب « كوند » هم در اينجا شهرتى كرده كه اغلب اسم آن را مىدانند و از من مىخواهند . سودا وگر كه سوقات تنكابون است در اينجا زياد است و من مقدارى گوگرد احمر از طهران آوردهام داخل ماست گاو گفتند بكنند و بمالند . از قضا امسال در همين زوارك بهقدر ده نفر مبتلاى اين مرض شدند و همه به محض استعمال اين دوا خوب شدند و حالا شهرتى كرده كه از دور و نزديك به مطالبهء آن مىآيند . هركس سرش درد بگيرد فورا با استكان و پنبه پيشانى خود را بادكش