تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4065

مساهمون:

ص٤٠٦٥
به قدرى سمج هستند به قدرى چاپلوس و به قدرى قسم مىدهند كه گريزى نيست . پنج روز ما زدوخورد كرديم اقلا ده مرتبه من او را جواب كردم باز نشد و بر من فائق آمد و ييلاقات فيشان ، جولادك و تركان را در پانصد و سى تومان اجاره كرد ( از گونك آن كتيرا استخراج كند ) . هرچه كردم عمله‌اى با من قرار بدهد گفت سرم را ببرى نمىشود كرمانشاهيها مرا تكفير مىكنند . همين ييلاقات را در شش سال قبل در صد تومان اجاره داده بودند كه حالا من پانصد و سى دادم . كارى هم كه كردم اين بود كه قرار دادم برخوردار يانس مسيحى تاجر را ضامن بدهد و يك قسط نقد قسط ديگر يك ماه پس از آمدن و شروع كار برخورداريانس بدهد . هزار شرط ديگر هم در باب سرقت و خوردن گاو و نسيه‌گيرى و غيره و غيره كردم تا آخر چه شود . سابقا تفصيل اينها را با منافعى كه مىبرند نوشته‌ام محتاج تكرار نيست . روىهم‌رفته اين كرمانشاهانيها مردمان دروغ‌گوى بدمعاملهء دزدى هستند . هر وقت با آدم طرف معامله شوند پشيمانى مىآورد . اما چون اين پولى كه مىدهند تقريبا يك دخل هوائى است انسان فريب مىخورد و راضى مىشود تطميع مىشود . در صورتى كه باز هزار قسم دردسر دارد .

خرج پارسال

سال گذشته اودئيل سيزده خروار و شش من تبريز آرد خالص خرج نان قلعهء ما شد . هشتاد و چهار رأس بره و توقلى و گوسفند گوشت خورده شده سواى مرغ و كبك ، هفتاد و سه من تبريز پنير ، وزن پنير در صورتى كه خشك شود يك ثلث فرق مىكند و آنچه نوشته شد پنير تر است نه خشك . هشتاد و دو من تبريز روغن . روغن و پنير از اول جوزاست تا آخر حوت كه ده ماه باشد . حساب برنج و قند و چاى هنوز معين نشده . اما آنچه تخمين مىشود زد ماهى ده من تبريز قند و پنج گروانكه چاى خرج بيرون و اندرون است . شبانه‌روز هم از يك من تبريز الى دو من برنج طبخ مىشود . ساير چيزهاى ديگر را نمىشود درست معلوم كرد ( يك توفير سنگ هم اينجا دارد كه هريك من شاه اينجا كه بايد دو من تبريز شهر باشد دو من و يك چارك بالاست آن هم به اين مقدارها علاوه مىشود ) . اگر ولايت امنى بود ، اگر اين همه شر و فساد نداشت ثلث اين مخارج براى ما كافى بود و حاليه دو ثلث آن خرج بىمعنى اجبارى مىشود . آنچه نوشته شده سواى تعارفات است كه براى مردم ارسال شده . چهارشنبه 18 جمادى الاولى ، 25 درجه حمل - هوا دو سه روز است آفتاب است برف آب مىشود و شاهرود خيلى آب دارد . ديروز خير اللّه بيك و چند قاطر بنهء امير اسعد آمد گذشت . گدوك باز شده امروز قاطرهاى من كه سه ماه بود در طويله مانده بود به سمت