تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4062

مساهمون:

ص٤٠٦٢
شد و با سالار الدوله بناى بندوبست را گذاشت و دولت نتوانست احضارش كند . از خوش‌بختى سالار الدوله كه مسيب خان را آنجا فرستاد شب در مستى به غير اراده بين اين دو نزاع شد مسيب خان را دستگير و حبس كرد . اين مسئله باعث صلح او با دولت شده حكومت بر چهار محل را به او دادند و به جان مردم افتاد ! حاليه هم نمىتوانند او را معزول كنند . به زور خودش و اتباع خودش مالك الرقاب آنجاست .

برف و باران

شنبه هفتم جمادى الاولى ، 14 درجهء حمل - امروز صبح باران آمد باد آمد . بعد از ظهر شروع به برف شد طورى كه سه ساعت به غروب مانده بام‌ها را پارو كردند . در ورك و بالاروچ و دهات ييلاقى خيلى زيادتر آمد . من اگر پريروز از اوانك نيامده بودم حالا حالاها مىبايست آنجا بمانم . از ساعت سه به بعد هوا ساكت شد برف درختها آب شد ، باد آمد و خشك كرد . الحمد للّه نسوخت . ليكن يقين دارم ييلاقات تمام سوخته باشد . زمستان خوشى كرد حالا دارد تلافى مىكند . محصول عمده سردرختى اينجا گردوست فاسد شود خيلى ضرر است . اما امسال به قدرى زراعت كرده‌اند و به قدرى تا حال خوب شده كه مزيدى بر آن متصور نيست . غله من بسيار مانده خريدار نيست ، از اين به بعد هم مشكل است خيلى به من امسال ضرر وارد آمد .

مد تازهء زنان اروپا

روزنامهء « لندن نيوز » دو نمره آمد . مد لباس و كلاه زنها خيلى تغيير نموده است . كلاه گوش خر و كلاههاى پردار بسيار زشت به نظر مىآيد . به جاى شالهاى گردن سابق و دستكشهاى پشمى ( مف ) حالا يك پوست درسته روباه يا سمور را به گردن پيچيده يكى را هم به هردو دست كه سر و پاى روباه روى شانه و دست است . « يشماق » « 1 » كه در اسلامبول زنها مىبندند در اروپا هم مد شده . پاچينها به قدرى تنگ است و چسبنده كه خانمها نمىتوانند از پله بالا بروند ، يا سوار درشكه بشوند . بعضيها چانه و گونه هاى خود را نقاشى مىكنند . گيسوان خود را رنگ به رنگ مىكنند . دستهء ديگر از خانمها در اين زمستان ابدا لباس پوستى يا پشمى استعمال نمىكردند . سر و سينه باز در معابر حركت مىكردند . حتى در كافه‌ها و هتلها در بالكن و سنگ‌فرش كوچه همان‌طور سر و سينهء باز نشسته صرف چاى و غذا مىكردند .
هامش
( 1 ) - يشماق - ياشماق - چارقدرى كه زنان ترك بر سر مىبندند و زير چانه گره مىزنند . ( مسعود سالور )