تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4066

مساهمون:

ص٤٠٦٦
تنكابون رفت .

اخولى

بهمن الحمد للّه پس از آن لرز شديد ديگر نوبه نكرد و بهتر است . اما روزى صد مرتبه اگر داخل اطاق من شود صندوقخانه را نشان داده با گريه يا ناله يا دعوا مطالبهء شيرينى مىكند . ميل غريبى به سوهان قزوين پيدا كرده . چون ضرر داشت ناچار تدبيرى كرده يك نفر را در صندوقخانه مخفى كرديم و هردفعه آمد از آنجا صدائى بيرون آورده به زبان الموتى « هوخ » كرد و « اخولى » شد . دو سه‌بار اول قبول نمىكرد « اخولى » آنجاست . بعد ساكت و به اشاره حالى كرد مرا اطاق ديگر ببريد . فعلا به اين تدبير عجيب گاهى كه نخواهيم بدهيم ساكت مىشود .

قوام السلطنه وزير داخله

مهدى عصر چهاردهم از طهران آمد . كاغذجات تازه‌اى نداشت مگر اين‌كه شاهزاده عين الدوله جدا استعفا كرده و قوام السلطنه كه مداخل را در وزارت داخله بيشتر از ماليه ديده زيادتر اسباب اين استعفا را فراهم نموده كه خودش وزير داخله شود . بيچاره آقا سيد مرتضى هم فوت نموده ، چنگيز هم زمين خورده پايش دررفته مريض است . مهدى مىگفت شهر طهران خوب منظم است . اما جز نان همه‌چيز گران است .

اغتشاش بروجرد

از اغتشاش بروجرد مىگفت كه ژاندارمها شهر را نظامى كرده اسلحه را مىخواهند . دو نفر از علما را هم دار زده‌اند . چند خانه را خراب كرده‌اند . به واسطهء اين بىاعتدالى اهالى شهر هم با ايلات متفق شده و هم‌قسم شده‌اند . لهذا مشكل است كارى پيشرفت كند ( تا حال شهرى با دولت بود . به واسطهء اين سوء تدبير اگر با ايلات يار شوند . ژاندارمها به خطا رفته‌اند نمىبايست قبل از سركوبى و تنبيه ايلات شهرى را با خود طرف كنند ) . ديگر صحبتهاى زياد و تعجبهاى فراوان از تحويل سال و زيارت حضرت عبد العظيم ( ع ) و سيزدهء عيد نمود كه براى من تازگى نداشت .

پوتاژرى

باغ سبزىجات را ( پوتاژرى ) ديروز كاشتيم و تمام كرديم . تا چه شود . مقدار زيادى از غله مانده . مردم هم اين ايام براى « توله‌كار » تنكابون مىروند . زنها هم چند روز ديگر