لغات فرانسه در زبان فارسى
بيكارى باز روزنامهها را مرور مىكردم . در دو سه شماره مقالهء چندى ديدم كه تمام مذمت و تكذيب بود از الفاظ غيرلازم فرانسه كه مخلوط به زبان ما مىكنند كه چيزى نمانده يك جزء از زبان حاليهء ما كه مشتق از فارسى عربى و تركى است فرانسه هم بشود .
اما مخفى نباشد كه در خود روزنامهها بيشتر لغات غيرلازم فرانسه را استعمال مىكنند تا ديگران . در يك روزنامه اين جمله را مذموما نوشته بود .
مستفرنگ
ديروز از براى رفتن به كاروانسراى امير بايستى لزوما از بازار عبور كنم . درب دكان جواهرى جوانك مستفرنگى را ديدم كه پا به زمين زده دست به هوا بلند كرده و يا جواهرى نوعى صحبت مىكند ، مثل اينكه دعوائى دارد . چشم جواهرى كه به من افتاد خوشوقت شده پيشآمد و گفت آقا شما را به خدا بفرمائيد ببينيد اين مسيو چه مىخواهد . نيم ساعت است در اينجا حرف مىزند و من نمىدانم مقصودش چيست .
نزديك رفته سؤال كردم مسيو چه مىفرمائيد . گفت « مقواقيد » « 1 » مىخواهم . گفتم مسيو خوب است به فرانسه بفرمائيد . گفت فقانسهاش پقل است . گفتم ها ، بسيار خوب حالا خوب فهميدم . ببخشيد جواهرى تقصير ندارد زيرا كه از تمدن و اصطلاحات جديده بيچاره محروم است و يقين دارم كه شما مدتها در خارجه بوديد كه به اين خوبى تكلم مىفرمائيد . گفت بلى هفده ماه در پاريس و بلژيك و سوئيس و آلمان تحصيل كرده و ديپلم گرفتهام . تبسمى كرده اين بيت به خاطرم آمد از برايش خواندم .
گر اين تير از تركش رستمى است * نه بر مرده بر زنده بايد گريست
گفت اين شعر خوب شعرى است خواهش دارم درست تكلم بفرمائيد تا بنده ياد بگيرم من هم اطاعت كردم و به لهجهء خودش خواندم .
گق اين تيغ از تقكش قستمى است * نه بق مقده بق زنده بايد گقيست
اختلاف تقويمها
در تقويم ديوارى كه امسال به طرح تقاويم فرنگستان چاپ شده روزى يك ورق آن را پاره مىكنند و در اطاق كابينهء مخلص است امروز را شنبه نوزدهم نوشته . در تقويم ديگر كه به رسم سابق است امروز را جمعه 19 نوشته . در اولى اين ماه را 29 روز در دومى 30
هامش
( 1 ) - ( - مرواريد ) .