تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3989

مساهمون:

ص٣٩٨٩
سفارش كرده بود كه چيزى مبادا بنويسند كاغذ را هم پاره كنند .

وضع ارزاق

كنار شاهرود امسال خوب كشت و زرع نكرده‌اند . بارندگى مجال نداد . امروز در زوارك قرار بود جفت بيرون برود كه باز برف آمد . غله در قزوين ارزان شده شانزده هفده تومان است . گوشت هم ارزان است . برف نيامده راه باز است . ليكن به عوض همه زغال پانزده تومان شده و خيلى كم است . طهران هم گفتند ارزان شده . هوا ملايم است راه باز از همه‌جا مىآورند . من هم نرخ را پائين آوردم بيست و پنج كردم باز كسى نمىبرد . يعنى امسال از ترس پارسال بيشتر خلق الموت تنكابون رفته است . از گرمارود نود خانوار با كوچ رفته است . تب و نوبه هنوز از قلعهء ما خارج نشده . حيدر قلى خان و اسمعيل جلودار و محمد على هنوز نوبه مىكنند . اما الحمد للّه بهمن و ملكه خوب هستند . بهمن چهار دست و پا ( قاقاله ) خيلى خوب در اطاق حركت مىكند . هر جاى اطاق او را رها كنند خودش را به صندوقخانه كه در آنجا شيرينى و تنقلات است مىرساند . آن‌وقت با دست و سر به در مىزند و با دست اشاره مىكند « بيوبيو » مىگويد و تا چيزى ندهند دست‌بردار نيست .

سيزده صفر

شنبه 13 صفر - امروز را ما نحس مىدانيم و مثل سيزده عيد بايد سوار شد يا جائى رفت اما در اينجا مرسوم نيست كاغذجات شهر را نوشته بودم كاغذ تبريك عيدى هم به جناب قونسل [ نوشته ] دو عدد پوست سمور هم روانه كردم . قونسل جواب كاغذ نمىدهد تكليف مرا با امير اسعد معلوم نمىكند . دويست تومان هم براى هرمز ميرزا پول فرستادم ( تسعير غلهء الموت را به همان قيمت پارسال بيست و دو تومان و نيم قرار دادم ليكن بعضى جاها كه اجاره كم مىدهند بيست و پنج تومان . تكليف امسال هم به علما و فقرا بيشتر شد ) . غنى امروز صبح زود به سمت شهر رفت . اما حكايت افراسياب خان و مستوفى . پريشب ابو القاسم را فرستادم گرمارود اين احمقها در بين برف حركت كرده بودند به خوارى و صدمهء زياد به طويله‌هاى پيچ‌بن رسيده بودند . آنجا به حضرات حالى كرده بودند كه عبور از گدوك امكان ندارد ، به مرارت زياد مراجعت مىكنند ديروز صبح زودتر مراجعت به رودبار كردند كه اگر بشود از راه گون‌كور بروند ممكن نشد رودبار بمانند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3989 | قهرمان ميرزا عين السلطنه