تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3985

مساهمون:

ص٣٩٨٥

آشپز تازه

دوشنبه هشتم صفر ، 14 جدى - پنج روز از ژانويه مىگذرد دو روز ديگر ميلاد مسيح است تاريخ ميلادى 1914 شد ، عيد روسها ده دوازده روز فاصله دارد . برفها آنچه آفتاب‌رو بود به قول الموتيها « خوربين » آب شد . سمت شمال باقى است . ديشب هم مختصر برفى آمد و يخ بست . اين چند روز هوا بسيار خوش بود يخ نمىبست . رضا بيك آمده است با فرهاد پسرش كه اين پسر از دو سالگى خانهء من و در كنف حفاظت تازه گل بود . چون مادرش سياه بود و فوت شده بود چند سال قبل از بس الواطى كرد در كوچه‌ها قاپ‌بازى كرد و حال آن‌كه آشپزى را خوب ياد گرفته بود جوابش كردم . با حسن خان افشار رئيس سوار رفت مشهد آنجا هم آشپز بود . حاليه او را رضا بيك آورده مشغول آشپزى است . اگر قاپ‌بازى سابق را ترك كرده باشد بد چيزى طبخ نمىكند . سكينه هم از روزى كه دخترش را شوهر داده رفته و ما به كلى بىآشپز بوديم با اين شام و ناهار مفصلى كه بايد براى مفت‌خورها تهيه كرد . حسن موقع شد فرهاد آمد و الّا كار بسيار دشوار بود .

آب‌انبار

آب‌انبار اسباب راحتى عموم شده . در اين ايام آب قطع مىشد و بايد به لندلند و قرقر روزى دو نفر آب بياورند آن‌وقت اين آب را در ديگهاى مس ريخته مدتها صبر كنند تا صاف شود . آن‌وقت اين آب يخ را تا به جوش بياورند نصف انبار هيزم تمام مىشد . با وصف اين پلو چرك بود و مقدارى شن داخل آن بود و ناهار عصر و شام نزديك صبح حاضر مىشد . براى ساير مصارف هم به زحمت و مرارت بوديم . چهار نفر با يك آفتابه بايد طهارت بگيرد و قس على هذا . اما حالا آب گرم صاف بسيار خوب نزديكى داريم كه هم غذا خوب است ، هم هيزم آن‌قدرها تلف نمىشود ، هم مردم براى آوردن آب در زحمت نيستند . خيلى خرج شد اما للّه الحمد راحت شديم .

تنكابون

در اين چند روزه شهرت داشت درياى غضب آقاى امير اسعد باز به جوش آمده علماى تنكابون را دستگير مىكند تنبيه مىكند چه و چه . تا امروز همايون بيك كدخداى گرمارود آمد محض دادن خبر كه مكارىهاى گرمارود آمده و اصل مطلب را گفته بودند هى هذا .