پائين آمدن از تخت
فقط در طالار شاهزادگان بودند و اگر ظل السلطان يا پسر ديگر شاه بود تكيه به دو ستون مقابل تخت مىدادند كه تفصيل اين دو ستون در تاريخ قاجاريه و شرح زندگانى آغا محمد خان به خوبى ثبت و ضبط است كه با چه مشقت و مخارج محض يك كلمه حرف كريم خان از شيراز به طهران آوردند . قصيده تمام شده بود شاه برمىخاست اندكى راست مىايستاد و آنوقت با قدمى مثل آهن از پلهها به زير مىآمد ، نگاهى به اطراف اطاق كرده باز موزيك سلام را مىزدند و شاه خارج شده به باغ گلستان مىرفت و سلام تمام بود .
حرفهاى شاه
اما فرمايشات شاه : پس از نشستن مىفرمودند عيد بر همه مبارك است . همه تعظيم مىكردند و مخاطب سلام جواب مىگفت در زير سايهء بلندپايهء اعليحضرت قدرقدرت شاهنشاهى انشاء اللّه بر همه اين عيد سعيد مبارك و ميمون است . شاه مىفرمود هوا خيلى خوب است بارندگيها به موقع شده الحمد للّه همهچيز فراوان و ارزان است .
مخاطب باز دعا و ثنا كرده تمام اين نيكوئيها را به واسطهء حسننيت ملوكانه مىدانست .
تقريبا در تمام سلامها فرمايشات از همين قبيل بود به مناسبت فصل و زمان .
شام در خانهء نايب السلطنه
مردم متفرق مىشدند شاه تشريف مىبرد به عمارت خورشيد منزل نايب السلطنه ميز شام سفرا را تماشا مىكرد و معمول بود تقديمى هم نايب السلطنه مىداد . باز مراجعت فرموده اندرون مىرفت . در خانه نايب السلطنه سفراى دول و هركس را مايل بود سر ميز و غذاى فرنگى دعوت مىكردند بعضى از شاهزادگان و وزراء و رجال را در اطاق ديگر به شام ايرانى و جمعى ديگر را سواره ( من هميشه در سواره دعوت داشتم ) همه مردم با لباس رسمى حاضر مىشدند . در اين بالاخانهء طولانى كه ميز شام تهيه شده بود بالاخانهء كوچكى در انتهى داشت كه دو پنجره كه شيشههاى كوچك داشت نگاه به اطاق مىكرد .
شاه و سوگليها
شاه با خانمهاى سوگلى محبوب خود از پشتبام اندرونها و اطاقهاى بيرون مىآمد