تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3981

مساهمون:

ص٣٩٨١
براى استخوان كباب و غيره روى ميز شاه بود كه پس از برخاستن آن ظرف مملو از استخوان شده بود . ناهار شاهزادگان كه از صبح چيده بودند تمام سرد و غيرمأكول بود مگر بشقاب چلوكبابى كه پس از نشستن گرم مىآوردند .

كفش

ناهار تمام مىشد و برمىخاستند آن‌وقت اطاق ديگر دست شسته بيرون كه مىرفتند اوضاع مفقودى كفشها بود ( در تمام سال با شماقچيها كفش كهنهء مندرس جمع مىكردند در اين عيد و عيد نوروز به جاى كفشهاى مردم مىگذاشتند ) و اوضاعى بود در سر كفش . اگرچه مردم هم مطلب را ملتفت و در اين دو روز كفش خوب نمىپوشيدند اما باز هرقدر بد بود نهايت امتياز به آن كفشها داشت . جمعى بىكفش جمعى كفش عوضى پوشيده كه به پايش تنگ يا گشاد بود . جمعى از آن كفشهاى مندرس پا كرده مىرفتند به جاى اول مشغول كشيدن قليان يا سيگارد مىشدند .

اشرفى عيدى

اگر هوا خوب بود صندلى براى شاه توى باغ گذاشته ناظر قهوهء سينى مملو از اشرفى دست گرفته يكىيكى مىگذشتيم و هريك اشرفى عيدى خود را مىگرفتيم . اگر هوا خوب نبود در يكى از اطاقها صف كشيده شاه مىآمد و از جلوى ما مىگذشت به هريك اشرفى مىداد كه دودستى خم شده مىگرفتيم و دعا مىكرديم . هريك از شاهزادگان بزرگ هم كه در سر خدمتى بودند يا كسالتى داشتند به پسر يا برادر يا به خود ناظر عيدى او را مىداد كه براى آن آدم مىفرستادند و مايهء افتخار او مىشد . از باغ بيرون مىآمديم عملهء خلوت شاه كه مضمون‌گوهاى آن عهد بودند در باغ و در بيرون نوكرها كه به انتظار آقاهاى خود بودند بعضى مضمونها مىگفتند . آقا رفتيد لقمه زديد ، اشرفى گرفتيد ، پلو چرب بود ، مىخواستيد براى شب هم بخوريد ، قوم شمشيربند آمدند . سبيلها را چرب كرده ، چه و چه .

سلام تخت مرمر

در سلام تخت مرمر از عهد فتحعلى شاه جاى طبقات نوكر از نظام و غيرنظام تمام معين و معلوم است هركس از هرطبقه باشد جاى خود را مىداند . ما قبل از رفتن به سلام با امير آخور و معتمد الدوله و بعضيها كه ناهار نخورده بودند مىرفتيم نظارت خانه آنجا ناظر ناهار گرمى به جاى آن ناهار يخ‌كرده مىداد و مىخورديم . آن‌وقت مىرفتيم به