تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3933

مساهمون:

ص٣٩٣٣
تشخيص مرض داده شده دستورالعمل و دوا روانه مىشود و زودتر مال روانه نمائيد و پول بفرستيد . جوجه دانه‌اى دو ريال است . ملا على حامل اين كاغذ پيغام داده بود كه پس از گرفتن كاغذ و خروج از شهر گماشتگان شما يا قاطرها وارد شهر شدند . انشاء اللّه زود مىآيند . با همهء اين خرج و زحمت و تفصيل بهمن من قلع مادهء زخمش نشده بلكه نوبه هم مزيد گرديده است . اگر نتيجه اين بود كه بدون مصارف در اينجا هم موجود بود . اين بهمن تا روبه‌راه شود جان مرا به لب مىرساند .

بازگشت خانواده

پنجشنبه دوم - مقارن مغرب قافلهء شهر ما وارد شدند ، از ديدار همگى الحمد للّه شاد شدم . بهمن زخمش خوب شده لكن نقاهت باقى است . دواى زياد و نسخهء فراوان عوض همه‌چيز همراه آورده‌اند . مادر على محمد هم دندان گذاشته و حالا عادت كند ، مضحك بود . روزنامه هيچ نياورده بودند . فقط شيخ نوشته بود سپهدار يك شب آمد قزوين و صبح رفت طهران . عمارت وزارت داخله هم در طهران آتش گرفته علت معلوم نشده است . صحبتها همه از قزوين بود . اما به يك اندازه از وضع پذيرائى نواب عاليه دلتنگ بودند و به آنها تلخ گذشته بود . شنبه نهم - سه چهار روز بود بهمن تب و نوبه مىكرد صورتش از تابش آفتاب سوخته هيچ حالت ندارد . امروز نوبه بسياربسيار سختى كرد ، نزديك به نوبهء غش . اسعد الحكماء هم اينجا بود مثل الاغ هرچه او را نشان داديم چيزى نگفت كه مفيد باشد .

باج به حيدر قلى خان

حيدر قلى خان و آن سه نفر سوار امروز رفتند بعد از وضع آنچه دخل نموده بودند سى و پنج تومان به حيدر قلى خان و نفرى چهار تومان هم به سايرين دادم ( حيدر قلى خان شصت تومان عايدش شد ) ، باقى ماندند دو نفر قزاق تا چه مبلغ به آنها داده شود . اما وكيل‌باشى ترياك در الموت باقى نگذاشته . مىگويند ترياك او اندازه ندارد ، روزى يك تومان هم ممكن شود ترياك مىكشد . خودش مىگويد دوازده هزار تومان ماليهء پدرم را صرف ترياك نموده‌ام .