نشده بدتر از همه آبانبار هيچ شروع نشده . تا حال صد تومان مزد بنا و خشتمال دادهام . ما گرفتار آن هنگامهها بوديم ، اينها مفت خود دانسته ابدا كار نكردند . در حقيقت اينها از ميرزا شفيع خان بيشتر پول گرفتند . محمد حسين زواركى كه مدتها بود رفته بود امروز آمد عكسهاى بهمن و ملكه را از شهر آورد . يكى از آنها ملصق « مموار » شد ، اگرچه عكاسى بد بوده است « 1 » .
چهارشنبه 22 شوال ، اول درجه ميزان .
خيزيد و خزاريد كه هنگام خزان است * باد خنك از جانب خوارزم روان است
ساختن يخچال
دارد سرد مىشود ، كثيف مىشود . يخچال تمام نمىشود . اين استادها از آن مأمورها براى من صدمهشان و مخارجشان بيشتر شده . آنها را وقتى كه نتوانستم نگاه دارم جواب كردم مرخص كردم . اما اينها را نمىتوانم مرخص كنم . بنا بود سقف را با سنگ بزند بعد آجر پخت خوب شد . گفت يك كورهء ديگر يخچال و آبانبار را كافى است . به زحمت تهيهء سوخت شد ، پخت كم آمد حالا كورهء سيم است به يك مشقت فوقالعاده تهيهء سوخت كرديم . دو گوسفند آبگوشت كردند ، ده من شاه نان تهيه شد . باز سوخت كم آمد . ناچار درختى در سراجمحله خريده شد . حالا به اين تفصيل باز اين كوره كم است .
دستهء ديگر بناى الموتى براى كاهگلمالى و مرمت ديوارهاى قلعه آوردم . آنها هم سه نفر مرد يك شاگرد است . همه را هم بايد شام و ناهار [ و ] چاى داد . مختصر دچار مشقتى شدهام . روزها هم كوتاه [ است ] و كار پيشرفت ندارد . اگر مىدانستم آنقدر زحمت دارد هرگز اقدام نمىكردم .
حرف وكيلباشى
وكيلباشى و قزاق همراهش به سلامتى تشريف بردند . روزى دوازده قران فوقالعادهء آنها را از شهر نوشتند بدهيد . هشتاد و هفت تومان پول دادم در صورتى كه اول خود وكيلباشى مىگفت فوقالعادهء ما روزى چهار هزار است . پرسيدم بدون خرج و عليق اسب . گفت آرى . اما تمام مخارج را دادم ، پنج تومان هم انعام دادم . با اين حال در شترخان نزد اسعد الحكما ، زواردشت نزد ميرزا شفيع خان گفته بود عليق و مخارج را فلانى كسر كرد . اين هم حكايت وكيلباشى بهائى نظامى قانونى ما .
هامش
( 1 ) - عكس متأسفانه نيست .