و الا .
كاغذى از آقاى عماد السلطنه بود با رقعهء از حورى و شوهرش ميرزا عبد الوهاب كه معلوم بود از همديگر شادند . آقاى عماد السلطنه مختصرى از واقعهء جنگ و طهران نوشته بودند .
نامهء عماد السلطنه : وضع اروپا
« بلغارستان با تمام فتوحاتى كه كرده و به عرش اعلى رسيده بود از نادانى وزرايش مغلوب و شكسته شد . عثمانى هم ميدان را خالى ديده مجددا ادرنه و قرق كليسا را گرفت . اما دول اروپ قبول ندارند يحتمل پس بگيرند . در بخارست مذاكره صلح در ميان است و خيلى مشكل است از اين همه خونريزى نصيبى كه شايسته باشد بلغار ببرد .
يونان بهتر از همه خواهد برد . رومانى هم جنگ نكرده منفعت خودش را مىبرد . به ندرت در تواريخ دنيا مثل حالت بلغار فاتحى خوانده شده .
با امير اسعد هم خوب است آشتى كنيد ، به قول حكيم بزرگوار فردوسى
مرا آشتى بهتر آيد ز جنگ * نبايد گرفتن چنين كار تنگ
سر اين املاك هرروز گروهى زدوخورد كرده مىروند . ملكها مىماند . همين الموت است كه اتباع حسن در آنجا چهها مىكردند و اثرى از آنها باقى نمانده .
اخبار طهران : گويا تغييرى در وزراء شده يا بشود و عين الدوله خارج شود . جنگ و صلح بختياريها و ژاندارمها به درستى معلوم نيست ، همچنين آمدن نايب السلطنه .
خزانهدار كل مسيو مرنارد فرنگ مىرود . مىگويند سه ماهه اين مسيو مرنارد به شخص من خوبى كرده بايد از او تعريف كنم ، يعنى از حيث شخصى نه عمومى . روىهمرفته آدم عاقلى است . اما اينكه ايران كلية چه خبر است يا چه شده يا چه مىشود به كلى مجهول است .
رمان هيستوريك
من هروقت فرصت داشته باشم كتاب تاريخ « رمان هيستوريك » آغا محمد خان قاجار را مىنويسم كه تا حال هفتصد مثل اين كاغذ نوشته شده و باز تمام نيست . »
( پايان نامهء عماد السلطنه )