تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3934

مساهمون:

ص٣٩٣٤

آدم امير اسعد

محمود خان آدم امير اسعد در سر گدوك اسباب صدمهء الموتيها شده قاطر مىگيرد ، هركه مىرود چند روز نگاه مىدارد عملگى كنند ، ميلش كشيد مرخص مىكند ، نكشيد به الموت با پشت‌گردنى مراجعت مىدهد . هنگامه‌اى در الموت براى اين حركات برپاست . محصول ملك مرا هم برد . از شهر هيچ اقدامى نشد . من هم صبر دارم و حوصله مىكنم . اگر واقعا اين قدغن از روى جديت شد جلوى طالقانى رودبارى را هم خواهم گرفت تا شكايت آنها باعث شود بلكه پرسشى به ميان بيايد . شب حال بهمن خيلى بدتر شد . بدنش مثل مرمر سرد شد ، گفتم دو دست پاشويه كردند ، بعد هم حوله گرم كرده تا نصف‌شب بدن او را گرم كردند . الحمد للّه نزديك صبح گرم شد و آثار تب پديدار .

سه عروسى

جمعه دهم شهر شوال - للّه الحمد پس از نوبهء شديد آن شب تب بهمن قطع شد ، اما ضعف مزاجش حدوحصر ندارد . بالاروچ سه عروسى بود يكى براى برادر ملا على ديگرى براى برادرزادهء شيخ محمد ( اين شيخ اصلا بالاروچى است مقيم قزوين شده امسال قبل از رمضان آمد الموت رمضان را هم من گفتم در مسجد گرمارود نماز و موعظه كرد . بىسواد نيست . خط خوشى هم دارد . در شهر قزوين مسئله‌گوست . ) ديگرى براى يك نفر از رعايا . ناهار را منزل ملا على دعوت داشتيم . اسد اللّه ميرزا و ملكه هم بودند . عروس را از روچ سفلى آوردند خيلى تماشا كرديم . عصر را منزل ملا محمد رفتيم غروب منزل آمدم .

تكدى كركبوديان

ملا رضى رفت ، آدم خوبى بود . پانزده تومان نياز مولانا شد . سى سال است با عميد الدوله و شعاع الدين ميرزا قدم مىزند . آشنائى من هم به‌واسطه آنهاست . اما اين ده كركبود « 1 » كه مسقط الرأس ملا رضى است به قدرت خدا نه يك وجب زمين مزروع دارد نه يك شاخه درخت ، حتى گون خود را هم از دهات ديگر بايد خريدارى كنند . با اين حال دويست خانوار مسكن دارد كه از آب به بالا را بايد براى معيشت خود از خارج تحصيل كنند و دو ثلث خانوار آنجا امر معيشتشان از تكدى مىگذرد كه سواى دو ماه تابستان
هامش
( 1 ) - كركبود - از دهات طالقان .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3934 | قهرمان ميرزا عين السلطنه