تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3911

مساهمون:

ص٣٩١١
كردند روبه‌روى خود آنها سالهاى متوسط هفتاد و پنج خروار غله ورك مىشود ، سواى كاه و علف و مراتع و ساير چيزها سه‌كوت كنند بيست و پنج خروار سهم من مىشود . اين دو سه ده را سه‌كوت كنم تمام دهات سه‌كوت مىشود و آن‌وقت انشاء اللّه ارباب صحيح مىشوم . وقتى كه ميرزا شفيع خان مىگفت شما از آسيا بايد حق بدهيد از كروم « 1 » حق بدهيد ، خوش‌نشين سرانه بدهد ، اينها مىخواستند زمين باز شده فروبروند و اينها را نشنوند . الان تمام الموت نگاه به ورك مىكند . من هم تمام همّم را مصروف آنجا نمودم تا حاليه كه دارد روبراه مىشود .

گردوى هرمحل

بارى مشهدى ملك را فرستادم خرمن را بردارد ، ساير چيزها را تقسيم كند . همان گردوى هرمحلى در الموت به‌قدر اجاره‌اى است كه حاليه به من مىدهند و باز راضى نبودند شرارت مىكردند . تفنگ به من شليك مىكردند . ملا يحيى از فحش و ناسزاى وركى جرأت بيرون آمدن از منزل را ندارد . اگر كار من همان‌طور كه مىخواهم درست شود ملا يحيى خدمت نموده است نه خيانت . براى آن‌كه وركى خدمتگزار بود و محض همان مطلب من ابدا به آنها نگفتم اجاره خود را علاوه كنيد اما بعد از آن‌كه بناى شرارت را گذاشتند فوز عظيم دانستم و تمام اشرار الموت هم در اين محل جمع است .

وضع فيشان

رعاياى فيشان عريضه‌اى با آب‌وتاب نوشته بودند . تازه جويا شده بودند فيشان خالصه است يا نه ؟ كروم مال ماست ، آبا و اجداد ما كاشته‌اند . جواب بسيار قشنگى نوشت كه من آمدم الموت براى رسيدگى به عرايض حقهء الموتى ، نه براى آن‌كه هر مهملى بنويسند جواب بدهم . فيشان مطابق فرمان ملك شاهزاده است تمام آنچه متعلق به فيشان است مال او مىشود . اين سؤالات بىمعنى را ديگر نكنيد . آنجا را هم آدم گذاشته سه‌كوت مىكنند . در آن ناحيه هم آن ده سه‌كوت شود تتمه درست است . اينها خيال مىكردند من مهمانى آمده‌ام يا نايب الحكومه الموتم . چهار روز قال قال كنند يا التماس كنم براى آن‌كه عزل نشوم يا فرار كه كشته نشوم .
هامش
( 1 ) - كروم - درختان باغ و آنچه در باغ كشت مىشود . ( مسعود سالور )