شجاع الدوله - بريدن گوش آشپز
اما صمد خان سردار شجاع چنان اقتدارى داشت كه خود اهل تبريز مىگفتند هرگز وليعهدها نداشتند . هر وقت سوار مىشد پنج هزار شش هزار سوار همراهش بود و در تمام پشتبامها آدم مىايستاد . شاطر ، ميرغضب ، يساول ، فراش پس بريد كنار بريد . يك نفر را نمىگذاشتند توى كوچه و معبر او بايستد . همهجا هم منظم [ بود ] نفس كسى درنمىآمد . از هركس هم هرچه مىخواست مىگرفت . بيشتر مقصرين و بيشتر اسلحه را هم مراغه روانه كرده بود . در آنجا هم عمارتى ، ارگى مفصل ساخته بود . دور عمارت خندق درست كرده بود . يك روز آشپزش عوض زعفران زردچوبه داخل غذا كرده بود هردوتا گوش او را حكم كرد بريدند . قاطرچى قاطرش را لاغر نگاه داشته بود توى زمستان به حوض انداخت ، آنقدر چوب زدند تا مرد . كسان خودش را اينطور سياست مىكند چه رسد به مقصرين ديگر . در حقيقت شاه تبريز است نه حاكم .
كارهاى صمد خان به اجازهء قنسول
از روسها پرسيدم گفت ده مقابل قزوين آنجا هستند . تمام ارگ و عمارات ديگر دولتى ، توپخانه ، قورخانه ، مخزن آنچه بود در تصرف آنهاست . همه را كه در مشروطه خراب كرده بودند تعمير كردهاند و منزل دادند . باغ شمال هم كه جاى خيلى بزرگى است در بيرون شهر دست آنهاست و قزاق منزل دارد . عمارات را تعمير و عمارات زيادى هم تازه ساختهاند شب و روز هم در شهر مستحفظى مىكنند و همه اين كارها كه صمد خان مىكند به حكم و اجازه و امر قنسول است ، و الّا او كجا آنقدر جرأت دارد .
در روزنامه ديدم كه شمشير مرصعى از طرف شاه براى سردار شجاع روانه شده و از روى ناچارى با آبوتابى روزنامهنويس همان كه تا ديروز صفحات روزنامهء خود را از مذمت او پر كرده بود تعريفات مىكند .
برنجگيرى امير اسعد
در طهران هم بودم شنيدم بعد هم در روزنامه ديدم پس از يكى دو شكست عثمانى دولت روس يك تشر به آنها زد كه خاك ايران را تخليه از قشون خود كنيد عثمانيها به ناچارى اطاعت كرده فورا عسكرهاى خود را احضار و آنوقت حاج صمد خان مأمورين فرستاد پوه « 1 » و جاهاى ديگر كه در تصرف عثمانى بود تصرف كردند و كليهء آنها رفتند .
هامش
( 1 ) - پاوه - از شهرستانهاى ايران در استان كرمانشاه .