سهشنبه دوازدهم رجب - امير اسعد ميانرود آمده . نمىدانم از چه جهت واهمه و خوف كرده كه تمام مخلفه و دارائى خود را از دو هزار و خرمآباد و جاهاى ديگر حمل ميانرود مىكند . به علاوه در اين موسم كه موقع كسادى برنج است پانصد خروار برنج از كدخدايان و مباشرين ضربا زورا خواسته . متصل مالگيرى است . قاطر هركسى باشد بايد بنه و برنج حمل كند ( خروار تنكابون چهل من تبريز است ) . به يك قول هم مىگويند امير اسعد و جمعى از علما و اعيان تنكابون را طهران خواستهاند و همين دو سه روزه از راه الموت آمده مىروند .
سالار الدوله در خمسه
كاغذ مختصرى از شيخ رسيده بود آنجا نوشته بود سالار الدوله خمسه است نمىدانم بال دارد يا طى الارض . پريروز تنكابون بود ، حالا خمسه است . شمسعلى قاصد نيامده ، نمىدانم عدل الممالك مىآيد يا نه . وركيها ابدا ديدن نكردند . مسيح تكمهبند وركى با ملا يحيى بيسواد احمق ديوانه هيچ اعتنا ندارند ، من هم منتظر خبر شهرم و الّا شخصا اقدامات مىكردم ، نمىشود يك ده ششدانگ را به ملا يحيى و مسيح و دو نفر ديگر برگذار كرد .
زنبور عسل
از قبل از رفتن طهران من ميل كردم در قلعه زنبور عسل نگاه دارم . به همه جهت شش چوب مگس فراهم شد . بهار همه را پشتبام مطبخ اندرون گذاشتم كه از ساير بامها كوتاهتر است و آفتاب روتر ( مگس هرقدر جايش پست و آفتابرو باشد بهتر مىشود ) .
در اين موسم آنها بچه مىگذارند و بيرون مىكنند . تا حال پنج چوب از بچه آنها درست شده . هر چوبى از يك تا سه و چهار بچه بيرون مىكنند . بعضى هيچ بچه نمىكنند . اما هر قدر مگس بچه كند آن سال عسل كمتر مىدهد ، نكند زيادتر . عسل بچهها را هم بيرون نمىآورند . براى مصرف خود آنها مىگذارند . موسم گرفتن عسل هم پائيز است . عسل الموت مثل چلوار سفيد مىشود و بسيار تعريف دارد . طريقهء گرفتن اين بچهها هم اين است . كندو يا « چوب » به اصطلاح الموت بايد هميشه جائى گذاشت كه نزديك آن درختهاى كوچك باشد يا اقلا درختى كه بشود بالاى آن رفت . ( اينجا درخت توتى مجاور كندوهاست ) . بچهها مىروند روى آن ، در روى شاخه روهم روهم مىنشينند كه از دور مثل يك پارچه سياهى مىماند . مدير اين كار رجب سراجمحلهاى است كه بسيار در گرفتن مگس عامل است . او را اخبار مىكنند مىآيد اول در سر چوبى بهقدر سه ذرع