موشها حملهور شدند شد . نشستهايم موش متصل رد مىشود . توى طاقچه هرچه هست مىخورد . توى گنجه متصل موش است ، رختها را خورد ، قالىها را خورد ، جاجيمها را خورد . آنچه پنبه بود برد مخفى كرد . حتى صندوق را سوراخ كرده و توى صندوق آنچه شيرينى آجيل بود خورد . در انبار برنج ، گندم ، جو حبوبات . به حق خدا به قدر دو خروار برده . حتى ماهى از طهران براى من آورده بودند در يك شب نصف ماهى را خورد . شش تله در بيرون ، شش تا در اندرون شبانهروزى پنجاه موش گرفته شود خوب است ، زيادتر گرفته شود خوب است . باوجود آن چاره نمىشود كه نمىشود . اين حال قلعه اما زوارك از اينجا بدتر شده . من لاعلاج شدم البرز را براى آقاى نصير الدوله بفرستم و چند گربه بياورم . امسال قريب دويست تومان اين موشها بيشتر به من ضرر وارد آوردند . از اندرون برنج ، لپه ، نخود مىبرد زير طايهء علف جلو خان . از انبار بيرون گندم و جو مىآورد ، توى برج اندرون يك هنگامه يك مرافعه . اين كشكركها « 1 » روزى نيست كه سى چهل موش نخورند كه از تله گرفته پشتبام مىاندازيم و كشكرك مىبرد .
در هراطاق هم يك انبر موجود است كه براى گرفتن موش معطل نشوند . اين است تفصيل موشها كه مدتى بود مىخواستم بنويسم تا حالا به يادم افتاد گربه لازم است كه بگيرد .
دو بدين چنگ و دو بدان چنگال * يك به دندان چو شير غُرانا
خرگوش و تبريزى
اين حكايت موش بود اما حكايت خرگوش . امسال قريب سه هزار اصله درخت تبريزى باغات قلعه را خشك كرد . تمام پوست درخت را خورده بود و خرگوش در موقع برف عشق غريبى به همين تبريزى دارد . باوجود آنكه بيست خرگوش شب و عصر در باغ قلعه شكار نوكرها و غذاى سگها شد .
سالار الدوله
سهشنبه پنجم رجب المرجب ، 19 درجه جوزا - امير اسعد محققا به خرمآباد وارد شد .
سالار الدوله به سمت رشت رفت . آنجا بماند يا رد شود خدا عالم است . در روزنامه نوشته بود بلاى مبرم سالار الدوله يك روز كرمانشاه است ، صبح ديگر كردستان ، روز ديگر همدان ، شب ديگر شاهآباد طهران ، روز ديگر استراباد [ و ] مازندران . اين از دو
هامش
( 1 ) - كشكرك - زاغچه .