گذشت . وركيها و آنها كه معاهد باهم شدهاند شكست كسان سالار الدوله را شكست من مىدانند و چنان غلوى كردهاند كه به وصف نمىآيد و حال آنكه من بيچاره فقير نه اين طرفى هستم نه آن طرفى مشغول كار خود و گرفتارى خود . شايد امير اسعد هم به دماغش خورده باشد چرا من كمك نكردم . چنانچه ميرزا حسين مىگفت در آنجا شهرت تام تمامى داشت شما با استعداد كافى كلى به كمك مىآئيد . خدايا خودت ترحم به مال من كن . پدر مشروطه شكستدهندهء سالار الدوله مالك رقاب تنكابون پادشاه رودبار .
خداوندگار مفسدين و مخالفين الموت من با آنها چطور راه بروم .
گول خوردن از امير اسعد
يكشنبه 3 شهر رجب المرجب - اخبار اراجيف خيلى مىرسد . بعضيها مىگويند سالار الدوله از سمت تنكابون و گيلان محاصره شده ، بعضىها مىگويند سالار الدوله وقعى به واقعهء تنكابون نگذاشته به سمت گيلان رفت . به هرجهت بد جائى دچار شده گول حرف امير اسعد را خورد و او اگر صد هزار قسم قرآن بخورد و عهد و پيمان كند وفا نخواهد كرد . اما امير اسعد چنانچه هنگام گذشتن از الموت و ارائهء دستخط سالار الدوله به من با او باطنا همراه بود و جنسا مستبد و از حزب ارتجاعيون بود به اندازهاى كه به پدرش ناسزا مىگفت . نمىدانم در اين مسئله خبط و خطا از كدام طرف شد . بارى بگذريم از اين مطالب تا خبر صحيح برسد .
دربارهء عروسى حورى
من از اينجا به گوهر خانم نوشتم خوب بود حورى را به هرمز يا فرخ ميرزا مىداديد .
اين مطلب را گوهر خانم به همه گفته . حورى يك كاغذ دو ورقى سرتاپا نفريننامه به خودش نوشته . عزيز الملوك خانم همشيره نوشته بود ، اين توپ و تشرها را زديد كه ما از ميدان در رفته پول از شما نخواهيم ، چه و چه . باوجود آنكه قبل از وصول اين كاغذها من تنخواه داده بودم حالا هم محض دلجوئى حورى نوشتم از صندوقخانهء خودم هرچه ميل دارند اسباب بردارند . به گوهر خانم هم قدرى ناسزا نوشتم .
قشون موش
ما امسال گرفتار قشون موش شدهايم ، به اين تفصيل البرز را از پارسال به گربه گرفتن عادت داديم . اين سگ هرچه گربه در قلعهء زوارك بلكه در سراجمحله بود گرفت خفه كرد . كمكم موش زياد شد و قلعهء ما مثل شهر رى كه به حكم بهرام چوبينه گربهها كشته و