تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3874

مساهمون:

ص٣٨٧٤
يادگار بماند « 1 » . حضرت اقدس و الا جامع معقول و منقول است ، از عربيت ، ادبيت تمام و از علومات جديده كه در آن تاريخ شباب او حكم سيمرغ و كيميا را داشت كامل العيار . فرانسه ، انگليسى مىنويسد ، حرف مىزند ، تواريخ و ادبيات فرنگستان همه و همه را به وجه اتم و احسن آگاه است . فقط در محاوره حضرت و الا اندكى خجالت مىكشد و خمس و ربع آنچه مىداند نمىتواند تقرير كند و هيچ‌وقت افادهء علمى نمىكند و خوش ندارد مثل بعضيها نزد خودى و بيگانه هميشه از كمالات خود و علومات خود فرمايش كند ، بلكه هميشه خفض جناح مىكند و هركس امتحانى نكرده باشد گمان مىكند حضرت و الا علوماتى ندارد . در انشاء و املاء عديل ندارد . اگر رقعه‌جات حضرت و الا را بخواهند براى مخابرات تلگرافى مختصر كنند هرمنشى قابلى باشد امكان ندارد از آن مختصرتر و از آن جامع‌تر بتواند بنويسد . مكرر مىفرمودند اگر ناصر الدين شاه مرا تشويق كرده بود مثل مرحوم قايم‌مقام من تحريرات مىكردم . باوجود آن چندين دستخط از ناصر الدين شاه من ديدم كه در صدر عريضهء حضرت و الا نوشته بود كه عز الدوله اين عريضهء شما از نوشتجات اساتيد بهتر است و براى شما فرستادم تا نگاه داريد . در صورتى كه خود شاه بسيار خوب چيز مىنوشت . مثل مظفر الدين شاه نبود كه مأمور را با عين و هزار غلط املائى داشته باشد و خطش مثل خط نسوان بيسواد باشد . بارى تعريفات من خالى از شبهه نيست آن كسانى كه امتحان نموده‌اند مىدانند . چنانچه از همين دستخط اندكى معلوم مىشود . مشت نشانهء خروار است .

سالار الدوله - مظفر الممالك - امير اسعد

ديشب ميرزا حسين آمد . امروز جمعه غرهء رجب او را خواستم ( يك ماه تنكابون بود ) واقعات را اين قسم تقرير كرد : « حضرت سپهدار خيال توقف تنكابون را بيش از اينها داشت ، سالار الدوله مراسله‌اى به مشار اليه نوشت كه به اتفاق شما مىرويم رشت را مسخر [ مىكنيم ] و از قزوين به طهران . دو روز بعد از اين مراسله سپهدار به سمت رشت و قزوين حركت كرد . بعد از رفتن او سالار الدوله ، مظفر الممالك يوشى كه از اقوام عيال امير اسعد دختر سردار امجد يوشى باشد فرستاد . كاغذى نوشته بود خيلى « شاه دستورى » كه با من معيت كن ، چه و
هامش
( 1 ) - پدر غارت‌گر لعنت كه همه اسناد را بيرون آورده‌اند - اين كتاب و سه مجلد ديگر به توسط تقى خان به دست من رسيد كه محمد على خان در تنكابون به مبلغ بيست تومان خريده بود كه در غارت يونت‌ئيل 1337 برده بودند . سيچقان‌ئيل 1303 - 28 ع 2 - 1343 . طهران ، عين السلطنه .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3874 | قهرمان ميرزا عين السلطنه