تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3865

مساهمون:

ص٣٨٦٥
دارد و املاك امين الدوله و امجد الدوله و بعضى را هم اجاره . از قرار رقعه‌جات اين شخص گنجه‌اى خانهء امجد الدوله بوده عميد الملك ملعون به توسط عليرضا خان و ميرزا يحيى اين كار را به هم مىبندد . حضرت اقدس و الا و آقاى عماد السلطنه هم تعريف نوشته بودند كه از همه‌جا تحقيق كرديم خوبند . تقريبا دو هزار تومان پول نقد و جواهر داده ، هزار تومان هم مهر حق مكان هم با خود حورى است و بايد در طهران خانه بخرد . اما من مايل بودم اين دختر را يا به فرخ ميرزا بدهم پسر عماد السلطنه يا به هرمز ميرزا پسر افخم الدوله ، قسمت نشده . بدون استحضار و مشورت من كار انجام گرفت . من هر قدر از اين تركها و قفقازيها بدم مىآمد حالا داماد خودم هم شده است . عكس داماد را هم فرستاده بودند جوانى است بلندقد و خيلى فرنگىمآب . حيف از حورى كه واقعا حورى است نصيب شغال شد . دستخط حضرت و الا و رقعهء گوهر خانم كه ملصق « مموار » شد تفصيلات را واضح‌تر مىكند « 1 » . حور العين را قمر الدوله لقب داده‌اند . دوشنبه پنجم جمادى الثانيه ، 22 درجه ثور - امروز قبل از ظهر بهمن را استاد تقى ختنه كرد . تا غروب گريه مىكرد اما الحمد للّه شب ساكت شد . سپهدار تنكابون است . در سويس به اتفاق ظل السلطان حضور محمد على شاه رسيده از اين ملاقات بس حرفها مىزنند كه شايد هيچ اصل نداشته باشد .

الموتى بيل زدن نمىداند

بارندگيهاى خوب در اين ايام شده بهاره و ديم آنچه كشت شده خوب است ، اما پائيزه تعريفى ندارد . در الموت باوجود كمى تخم از همه ساله بهتر كشت شده از قوت خود و عيال خود بريده زرع نموده‌اند . بيشتر الموتى هم الان تنكابون است . باغچهء « پتاژرى » ما مملو از علف شده بود . الموتيها هم بيل زدن بلد نيستند . نوكرها را گماشتم بيل زدند و همه‌چيز كاشته شده بيست و پنج هزار هم به آنها انعام دادم ، يعنى مقاطعه نمودند . من بىجا فصل پائيز شهر مىروم موقع بيكارى من اين ايام است .

آمدن فريدون

شنبه دهم جمادى الثانيه - عصر بود در جلوخان قلعه به گل‌كاريها سركشى مىكردم يك وقت ديدم هفت هشت سوار جلوى خانهء كدخدا ايستادند و يكى از آنها جدا شده به قلعه آمد . متحير مانديم چه‌كس باشد . پياده شد تعظيمى كرد . ديدم فريدون پيرارسالى و
هامش
( 1 ) - متأسفانه مفقود شده است .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3865 | قهرمان ميرزا عين السلطنه